♥ نگار ♥
فکـــرمیــکـردم در قلــب تو محــکوم بـه ابد هستم
یک بـاره جـــاخــوردم
وقتی زندان بان بـرســرم فریــادزد
هـی توآزادی
وصدای گام های غریبه ای به ســلول من می آمد....
♥ نگار ♥
ای مــــــــــــــــــــرد....
من زنی هســــــــــتم....
ڪہ فقــــــــــط رنــــــــــگ رژلــــــــــبم ڪافــــــــــیست تــــــــــا
مردانــــــــــگی ات را بـــــہ تــــــــــباهے بڪشاند
حــــــــــال ضــــــــــعیفہ ڪیست!!؟؟؟؟
♥ نگار ♥
من آفرینش تورا...
زمانی که دوست دارم
تمام
روزهای هفته
روز تولد تو باشند../
♥ نگار ♥
دختر:سلام(خداکنه بشناستم)
پسر:سلام بفرمایید؟(خدایاینی واقعاخودشه؟)
دختر:نشناختی؟(بااسترس)
پسر:چراشناختم,,,کارم داشتی؟(باخوشحالی)
دختر:شنیدم یکی دیگه پیشته,,خوش میگذره باهاش,,,شوخ هست؟خوش اخلاق هست؟(خداکنه بگه هیشکی نیس باهام)
پسر:اره خوبه,,,خوش میگذره(هیچکس برای من مثه تونمیشه,,,کاش بودی)
دختر:اهاا,,منم اوضام خوبه عالیه عالیم(بدون توهمه چی داغونه)
پسر:....(چرااین رابطه بهم خورد؟)
دختر:چراچیزی نمیگی؟باشه خوش بگذره,خدافظ(خداکنه بگه برگرد)
پسر:حله,,,خدافظ(توروخدانروبمون)