یافتن پست: #من

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/02/27 - 17:22
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فکـــرمیــکـردم در قلــب تو محــکوم بـه ابد هستم
یک بـاره جـــاخــوردم
وقتی زندان بان بـرســرم فریــادزد
هـی توآزادی
وصدای گام های غریبه ای به ســلول من می آمد....
دیدگاه  •   •   •  1394/02/27 - 17:13
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/02/27 - 17:10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ای مــــــــــــــــــــرد....
من زنی هســــــــــتم....
ڪہ فقــــــــــط رنــــــــــگ رژلــــــــــبم ڪافــــــــــیست تــــــــــا
مردانــــــــــگی ات را بـــــہ تــــــــــباهے بڪشاند
حــــــــــال ضــــــــــعیفہ ڪیست!!؟؟؟؟
7 دیدگاه  •   •   •  1394/02/26 - 19:24
+1
javad
javad
سلام. من javad هستم، از اعضای جدید ... :)
1 دیدگاه  •   •   •  1394/02/26 - 14:36
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/02/25 - 20:57
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من آفرینش تورا...

زمانی که دوست دارم

تمام

روزهای هفته

روز تولد تو باشند../
دیدگاه  •   •   •  1394/02/25 - 20:54
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر:سلام(خداکنه بشناستم)
پسر:سلام بفرمایید؟(خدایاینی واقعاخودشه؟)
دختر:نشناختی؟(بااسترس)
پسر:چراشناختم,,,کارم داشتی؟(باخوشحالی)
دختر:شنیدم یکی دیگه پیشته,,خوش میگذره باهاش,,,شوخ هست؟خوش اخلاق هست؟(خداکنه بگه هیشکی نیس باهام)
پسر:اره خوبه,,,خوش میگذره(هیچکس برای من مثه تونمیشه,,,کاش بودی)
دختر:اهاا,,منم اوضام خوبه عالیه عالیم(بدون توهمه چی داغونه)
پسر:....(چرااین رابطه بهم خورد؟)
دختر:چراچیزی نمیگی؟باشه خوش بگذره,خدافظ(خداکنه بگه برگرد)
پسر:حله,,,خدافظ(توروخدانروبمون)
دیدگاه  •   •   •  1394/02/23 - 23:27
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بارم تو ۹ سالگی سر ظهر تو خونه دراز کشیده بودم .حوصلم سر رفته بود .گفتم چیکار کنم چیکار نکنم؟گفتم بزار زنگ بزنم برای یه بار هم که شده 118 بعد اسگل کنمشون و بخندم یخورده حوصلم جا بیاد .
اقا زنگ زدم 118 مرد ورداشت .گفتم:( الووو.ببخشید شماره تلفن سیندرلا رو میخوام .)
یهو یارو گفت :اره ؟؟؟منو اسگل میکنی ؟؟الان من شمارتو میدم تا قطع کنن و دارم با دوربین میبینمت .گفتم اگه راست میگی من الان در چه حالم ؟؟بخدا گفت دراز کشیدی بقل تلفن .بخدا .
من سکته کردم .گفتم:اقا جون مادرت ببخشید .غلط کردم . تو رو خدا ببخشید .
یارو ترکیده بود از خنده .منم گریه ام گرفته بود اگه قطع کنه من چی به مادرم بگم .
تا 2 هفته هر روز دقیقه به دقیقه مثل اسگلا تلفن رو ور میداشتم ببینم بوق داره یا نه .
دیدگاه  •   •   •  1394/02/22 - 14:25
+2
ali
ali
سلام. من ali هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1394/02/19 - 20:01
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ