یافتن پست: #می

*elnaz* *
*elnaz* *

می خندم ..


ساده می گیرم ..


ساده می گذرم ..


بلند می خندم ، با هر سازی می رقصم ..


نه این که دلخوش باشم ..!!


نه این که شاد باشم ؛ و از هفت دولت آزاد ..!!!


فقط ؛


مدت طولانی شکستم ؛ زمین خوردم ..


سختی دیدم ؛ گریه کردم و حالا ............


برای زنده ماندن ، خودم را به کوچه ی علی چپ زده ام ..


روحم بزرگ نیست ..!!


دردم عمیق است ...!!


می خندم که جای زخم ها را نبینی..............!!

دیدگاه  •   •   •  1392/07/28 - 21:24
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بی تو من هیچم
ای شبم؛ دور از تو بی مهتاب!
دوست می دارم تو را، تا آنسوی دنیا!
دوست می دارم تو را، تا آنسویِ قصرِ طلایی رنگِ اخترها!
دوست می دارم تو را، ای از برایم نقطه پایان هر مقصد!
دوست می دارم تو را، ای بی تو من نابود!
دوست می دارم تو را، از بی نهایت، بی نهایت تر!
دوست می دارم تو را، ای آتش اندیشه هایم بی تو خاکستر!

من نمی دانم ترا؛ ای قلهٔ مغرور!
عاقبت آیا کدامین شب
عاقبت آیا کدامین روز
فتح خواهم کرد؟




دیدگاه  •   •   •  1392/07/28 - 21:20
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/28 - 21:18
+5
*elnaz* *
*elnaz* *

منتظرم خدا ؛


پس خط پایانت کجاست ..؟؟؟


آیا جهنمت همین جایی که هستیم نیست ..؟؟


من آتشت را ؛


به نامردی ها ؛


به دورویی ها ؛


و ...................


خیانت ها ترجیح می دهم ..!!!


شاید اگر ایوب هم در عصر ما بود صبرش لبریز می شد ...!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/07/28 - 21:16
+5
*elnaz* *
*elnaz* *

می روم ؛


امااااااااا ..


در نبودم اگر لحظه ایی ؛


حتی ؛


برای ثانیه ایی هر چند کوتاه ..


دلتنگم شدی ..


تو را به خاطراتمان قسم ؛


نگذر ..


از " او " که مرا از " تو " و  " نگاهت " را از " من گرفت .... .

دیدگاه  •   •   •  1392/07/28 - 21:14
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/07/28 - 21:09
+7
*elnaz* *
*elnaz* *

انسان ها هر از گاهی از جایی می افتند ..؟؟


از لبه ی پرتگاه ؛


از پاااااااااااا ..


از نفس ؛


از این ور بوم ..


از دماغ فیل ..!!!


از چاله به چاه ؛


از عرش به فرش ؛


از چشم ..


از چششششششششششم ....


می فهمی ..؟؟؟

دیدگاه  •   •   •  1392/07/28 - 21:05
+8
*elnaz* *
*elnaz* *

هی فلانی ؛


دیگر هوای برگرداندنت را ندارم ..


هر جا که دلت میخواهد برووووووووو ...


فقط ؛


آرزو می کنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد ؛


آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه ی چشمانت ؛


باز هم آرام نگیری .....


و اما من ؛


برنمی گردم که هیچ ؛


عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع می کنم ،


که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی و


با خاطراتم قدم بزنی ................ .

دیدگاه  •   •   •  1392/07/28 - 21:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/28 - 20:57
+3
محمدحسین بیت حردان
محمدحسین بیت حردان
سلام  به دوستان گلم که همیشه مرا شرمنده ای می کند.{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/28 - 20:50
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ