یافتن پست: #می

Saeid
Saeid
تصمیم گرفتم ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺘــﺎﺭﻡ ﺭﻭ ﺑـﺎ شعور ﻃﺮﻓــﻢ ﺳــﺖ ﮐﻨــﻢ!!{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 15:29
+5
sara
sara
دنـیـای مـجـازی ، اون بـیـرونـه

کـه هـمـه بـا نـقـابـن ، هـمـه تـو قـیـافـن

دنـیـای واقـعـی ایـنـجـاس

هـمـه بـی ریـا و خـاکـی

کـسـی زخـمـاشـو نـمـیـپـوشـونـه

کـسـی اشـکـاشـو پـاک نـمـیـکـنـه .

حــــــــرف دلــــشــــو میزنــــه.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 13:48
+6
sara
sara
برگ پاییــــــــزی راهی ندارد جز ســـــقوط !

... وقتی میداند

درخت برگ تازه ای را در سر دارد .......
دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 13:40
+5
sara
sara
دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 13:25
+2
-2
sara
sara
تو این فیلم خارجیا که نشون میده مادر و پدره دعواشون میشه یه دفعه بچه میگه : مامان بابا بس کنید من

خستم … انقدر دعوا نکنید !!! بعد پدر و مادره شرمنده میشن و دیگه دعوا نمیکنن …
خواستم بگم اینا همش دروغه من اینکارو کردم اون وسط یه کتکی از هردوشون خوردم که تا یه هفته به دیوار

سلام میدادم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 13:24
+2
-1
sara
sara
دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 13:22
+2
-1
sara
sara
دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 13:20
+3
sara
sara
واسه ثبت نام 1 ساعت وایسادم
یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟
پ ن پ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 13:11
+2
-1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 12:04
+2
-1
saman
saman

تو فکر یک سقفم، یک سقف بی‌روزن 
یک سقف پابرجا، محکم‌تر از آهن 


سقفی که تن‌پوشِ هراس ما باشه 
تو سردی شب‌ها، لباس ما باشه 



سقفی اندازه‌ی قلب من و تو .. واسه لمس تپش دلواپسی 
برای شرم لطیف آینه‌ها .. واسه پیچیدن بوی اطلسی 


زیر این سقف، با تو از گل، از شب و ستاره میگم 
از تو و از خواستن تو، میگم و دوباره میگم 


زندگیم‌و زیر این سقف، با تو اندازه می‌گیرم 
گم میشم تو معنی تو، معنی تازه می‌گیرم 


 سقف‌مون افسوس و افسوس، تن ابر آسمونه 
یه افق یه بی‌نهایت، کمترین فاصله‎مونه 


تو فکر یک سقفم، یک سقف رویایی 
سقفی برای ما، حتا مقوایی 


 تو فکر یک سقفم، یک سقف بی‌روزن 
سقفی برای عشق، برای تو با من 


سقفی اندازه‌ی قلب من و تو .. واسه لمس تپش دلواپسی 
برای شرم لطیف آینه‌ها .. واسه پیچیدن بوی اطلسی 


زیر این سقف اگه باشه، می‎پیچه عطر تن تو 
لُختی پنجره‌هاش‌و می‌پوشونه پیرهن تو 


زیر این سقف خوبه عطرِ خود‌فراموشی بپاشیم 
آخر قصه بخوابیم، اول ترانه پاشیم 


(ایرج [!] عطایی)

دیدگاه  •   •   •  1392/06/31 - 02:45
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ