یافتن پست: #می

nanaz
nanaz

باید از یک جا “شروع” کنم...
به “تمام” کردنت...
اول از همه
پایت را از شعر هایم قطع میکنم
بعد، دستت را از سرم بر می دارم
بعد از آن هم، چشم از تو می پوشم
بعد هم
بعد... هم
با خیالت چه کنم؟ لعنتی!؟


دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 16:27
+5
nanaz
nanaz
شب ها پرنده هایش می روند
روزها ستاره هایش
ببین ، آسمان هم که باشی ، باز تنهایی …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 16:20
+4
nanaz
nanaz
روزگــار عجیبی شــده…

حتی وقتی میخـندیـم

منظـورمـان چیـزه دیگـریست…
دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 15:44
+4
nanaz
nanaz
آدم هـا می آینـد….

زنـدگی می کننـد

می میـرنـد و می رونـد …

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو

آن هـنگـام آغـاز می شـود

کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد!

مـی مـــانــد

و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

چنـان تـه نـشیـن می شـود

کـه تـــو می میـری ،

در حالـی کـه زنــده ای …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 15:43
+3
nanaz
nanaz
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !

نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .

دست ِ قاضـــــــــی داد !

نباید بی تفاوت !

چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .

به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد !

کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند !

نباید در حصار میـــــــــــــله ها

با دانه ی گنــــــدم . . . به او تعلیم مانـــــــــــدن داد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 15:40
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
زمان رنگ می بازد......... از سپیدی به سیاهی یا از سیاهی به سپیدی.. نمی دانم.............................
دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 14:54
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 14:51
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 14:46
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
گیر ندهید، دلگیر نیستم / خواب و خوراک ندارم ولی دلخور نیستم / می سوزم و می سازم؛ من دلسوز ندارم...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 14:38
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
امروز یک رویاست! برای ما. فردا! همین را هم نخواهیم داشت...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/24 - 14:34
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ