یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه وقتـــــــایی هست که جواب همه نگرانیـــات و دلتنگیات...



میشــه یه جمله...



که میكوبن تو صورتــــت...



"بهم گیر نـــــــده، حوصله ندارم ".......!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:32
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی وقت ها تو زندگی،
میرسی به یه جایی که بن بست نیست
اما دیگه …
مقصد نداری…!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:30
+2
NeDa
NeDa

متاسفم که چرا مزه عشق را از دست تو چشیدم تا همیشه در شک دروغ بودنش بمـــانم…

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:29
+5
saman
saman

حرف زیاد داریم اما ؛


ما همه کارگریم


از کوره اگر در برویم


آجر می شود نانمان!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:28
+4
.:SaRa:.
.:SaRa:.
خسته و مونده رسیدم خونه میگم سلام مامان غذا چی داریم ؟
مامانم با مهربانی بی سابقه ای میگه سلام عزیزم چند لحظه صبر کن الان نهارو حاضر میکنم …
با کمال تعجب میگم مامی مهربون شدی ؟؟؟!!!
میگه اه تویی ؟ فکر کردم مبیناست (آبجی کوچکم) ! کارد بخوره اون شکمت اول برس بعد نهار نهار کن ، از صبح تا الان پای گاز وایسادم … خلاصه یک قشقرقی به پا کرد که نگو و ننویس …
در مورد افق و سر راهی بودن با من حرف نزنید اعصاب ندارم !
آهنگ هم نمیخوام بدم بیرون اعصاب اون رو هم ندارم !
اصلن کلا اعصاب ندارم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:22
+5
.:SaRa:.
.:SaRa:.
یه فامیل داریم اسم پسرش هامونه (به معنی دشت) ، اسم دخترش صحرا (به معنی صحرا)
حالا دوشواری من اینه که ببینم اسم بچه بعدیشو چی میذاره ؟
الف – بر و بیابون
ش – پارک
ظ – فضای سبز
ه – محیط زیست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:19
+6
.:SaRa:.
.:SaRa:.
بابام ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻭﻝ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﻌﺪ ﯾﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻦ ﯾﺎ ﺑﺮﻭ ﻓﮑﺮﺍﺗﻮ ﮐﻦ ﺑﻌﺪ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻦ !!!
پدر دمکراته ما داریم ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:17
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دیدم در آن کویر درختی غریب را ّ
محروم از نوازش یک سنگ رهگذر
تنها نشسته ای بی برگ و بار زیر نفسهای آفتاب
در التهاب
در انتظار قطره باران در آرزوی آب ابری رسید چهر درخت از شعف شکفت
دلشاد گشت و گفت ای ابر ای بشارت باران آیا دل سیاه تو از آه من بسوخت؟
غرید تیره ابر
برقی جهید و چوب درخت کهن بسوخت چون آن درخت سوخته ام
در کویر عمر
ای کاش خاکستر وجود مرا با خویش می برد
باد
باد بیابانگرد ای داد دیدم که گرد باد حتی خاکستر وجود مرا با خود نمی برد

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:17
+6
NeDa
NeDa
سلام ...
من اومدم
کو پس گوسفند؟
چرا نمیاین به استقبالم؟ :D
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:16
+9
.:SaRa:.
.:SaRa:.
به مامانم میگم : شام چی داریم ؟
میگه : آنچه گذشت !
میگم : غذای جدیده ؟
میگه : عارع …
میگم : خو حالا چیا داره توش ، واسه سلامتی خوبه ؟
میگه : هرچی تو این هفته پختم و کوفت نکردی رو قاطی کردم دوتا تخم مرغم زدم بهش و مث کتلت سرخش کردم !
اگه اینم کوفت نکنی فردا شب پس از سالها داریم …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:16
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ