یافتن پست: #می

zahra
zahra

عادت !
چه طعم تلخی دارد …
وقتی آن را با عشق اشتباه میگیری !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 15:18
+5
zahra
zahra
از درد تنهایی بمیر اما زاپاس عشق کسی نشو …
غرور تنهایی خیلی با ارزش تر از این حرف هاست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 15:13
+6
zahra
zahra

اگر مغز خالی همچون شکم خالی سروصدا میکرد ، جهان اکنون تعریف دیگری داشت


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 15:11
+5
zahra
zahra

در بدترین روزها امیدوار باش ، زیرا زیباترین بارانها از سیاهترین ابرهاست


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 15:10
+5
zahra
zahra

می ترسم …
می ترسم تو بیایی ولی من به نداشتنت عادت کرده باشم !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 15:06
+4
zahra
zahra

امتداد بازوانت می شود …
انتهای دل سپردگی !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 15:05
+5
zahra
zahra

سوت پایان را بزنید !
صداقت من حریف مکر این زمانه نشد ، شکست را می پذیرم


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 15:01
+4
zahra
zahra
حوالی رویاهایم که قدم میزنم میبینم خیابان را با بوی باران دوست دارم و خودم را با بوی تو
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 15:00
+4
zahra
zahra

توکه نیستی …
من به عکس هایت می نگرم
این همان نفس مصنوعی هست !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 14:58
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
آی آدم ها که بر ساحل, نشسته شاد و خندانید
یک نفر در آب, دارد می سپارد جان
یک نفر دارد, که دست و پای دائم می زند, روی این دریای تند و تیره و سنگین
آی آدم ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره, جامه تان بر تن
یک نفر در آب می خواند شما را
موجِ سنگین را به دستِ خسته می کوبد
باز می دارد دهان با چشمِ از وحشت دریده
سایه هاتان را ز راهِ دور دیده
آب را بلیعده در گود کبود و هر زمان بی تابیَش افزون
می کند زین آب ها بیرون گاه سر گاه پا
آی آدم ها
او ز راه دور این کهنه جهان را باز می پاید
می زند فریاد و امیدِ کمک دارد
آی آدم ها که رویِ ساحل آرام, در کار تماشائید!
موج می کوبد به رویِ ساحل خاموش
پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش
می رود نعره زنان وین بانگ, باز از دور, می آید:
آی آدم ها
آی آدم ها
آی آدم ها
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 13:08
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ