جلو تلویزیون نشسته بودم داشتم تلویزیون میدیدم گوشیمم دستم بود داشتم با صدای بلند “انگری بردز” بازی میکردم یهو بابام برگشت بی مقدمه گفت : نگاه کن تو رو خدا 73 سال بچه بزرگ کردیم که یا تو اتاقش بشینه مانیتورو نگاه کنه لبخند بزنه واسه خودش یا گوشیشو دستش بگیره با گوشیش کفتر بازی کنه !!!
یادش بخیر یه زمانی توو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که: تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام ! بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو. من که حلالشون نمی کنم !!!