یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از تلو تلو خوردن های عقربه ها
تا خستگی های خاموش

از پنجره های نیم باز
که با هر نسیم ، باز و بسته میشود
تا گلدان کاکتوس کنج اتاقم

از تختِ زمختُ بی نظم کنج اتاقم
تا پتوی گلبافت دو نفره در مرداد ماه داغ

همه آدرس من است
میدهم که زودتر بیایی ، همین حالا بیا خاتونم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خــود کُــشی...

مَـــرگ قَشنگــی که به آن دِل بـــستَم !

دَستِ کم هــر دو سه شـــب یکبار,به فِکرش هســـتَم !

این روز هــا پُر از پـــنجره های خَــطَرم...

گاه و بی گــاه... <<< بــه سَرم میزنَـــد این دَفعه حــتما بِـــپرم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:16
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بعضی‌ وقتا باید بذاری آدما همینطوری برن نه برای اینکه اونا واسه تو با ارزش نیستن بلکه برای اینکه تو دیگه برای اونا با ارزش نیستی‌
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:13
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
کاغذ سفید را هرچقدر هم که تمیز و براق باشد کسی قاب نمی گیرد! برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیوانه نیستم!
فقط طوری خاص که دیگران نمی توانند...!
"دوستت دارم"!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:11
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
[!] ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
[!] بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:04
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به حکیم ارد بزرگ گفتند : ایرانیان را چگونه دیدید ؟

فرمود : بزرگانی در درون چراغ جادو !

گفتند : چراغ جادو ؟!

فرمود : آری ... ایران سرزمین بزرگان است و هزار افسوس که بیشتر این بزرگان ، در درون چراغ جادو ، خویش را در بند کرده و دلخوش به زندگی در سختی و غم هستند

گفتند : حکیم در این میانه ، کار شما چیست ؟

فرمود : به هزار گونه سخن ، دستان اندیشه ام را ، بر چراغ های آنان می کشم تا از آن برون آمده و خود را باز یابند و برای آبادی و شادی این سرزمین بکوشند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:01
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقدر خوب است !..

که اینهمه آدم ..

همنام تو اند..!

حالا هرکسی، هر کجا ..

عزیز دلش را صدا کند !..

من ناخواسته ..

به یاد " تو " می افتم.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 21:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خرابم،،خراب!!
به اندازه همان"قاضی"
که متهم اعدامی اش...
رفیقش بود!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 21:55
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروزکه بلندداد زدى:دوست دارم، گفتم نمیشنوم بلندتربگو. اماامروزکه اهسته گفتى:دیگه دوست ندارم،گفتم: هیس…چرادادمیزنى!؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 21:48
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ