یافتن پست: #می

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
رسیده ام به حس برگی که می داند

باد از هر طرف که بیاید ، سرانجامش افتادن است ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 20:43
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بی وفایی کن وفایت می کنند ، با وفا باشی خیانت می کنند

مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست ، مهربان باشی رهایت می کنند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 20:42
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


کاش خــدا کمی صــبر می کرد هنوز آماده نبودم برای بــزرگ شدن


دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 20:40
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
آخرین ویرایش توسط Edward-Marion در [1392/05/13 - 20:21]
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 20:18
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
به ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻭﻟﺶ ﮐﻦ،
ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺯﺑﻮﻧﺸﻮﻥ 2 ﻣﺘﺮﻩ ,
ﻭﺍﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺤﻮﯾﻠﺸﻮﻥ ﻫﻢ ﺑﮕﯿﺮﯼ . .
واااالاااا ب قررااان
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﺍ
4 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 19:07
+6
be to che???!!
be to che???!!

تصوﺭ ﻛﻨﻴﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﺮﻥ ﺟﺒﻬﻪ ﺟﻨﮓ:
ﻣﻬﺴﺎ ﺗﻔﻨﮓ ﻫﺎ ﺭﻭ ﭘﺮ ﻛﻦ؛ ﺑﺎﺷﻪ ﻳﻪﻟﺤﻈﻪ ﻭﺍﻳﺴﺎ ﻣﻮﻫﺎﻣﻮ ﺑﺒﻨﺪﻡ!
ﻧﻴﻠﻮ ﺧﺸﺎﺏ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﻴﺎﺭ؛ ﺃﻩ ﻳﻪﺳﻮﺳﻚ ﺩﺍﺭﻩ ﺭﻭ ﺧﺸﺎﺑﺎ ﺭﺍه ﻣﻴﺮﻩ!
ﺷﺒﻨﻢ؛ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻜﺶ, ﻭﺍﻱ ﻧﻪﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻢ ﺧﻮﻥﺑﺒﻴﻨﻢ!
ﺳﻮﺳﻦ ﻫﻔﺘﻴﺮﺍ ﺭﻭ ﭘﺮ ﻛﻦ ﺍﻩ ﺩﻳﺪﻳﻦﭼﯽ ﺷﺪ ﻧﺎﺧﻨﻢ ﺷﻜﺴﺖ!
ﻧﺎﺯﯼ ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺧﻂﻣﻘﺪﻡ؛ ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﭼﯽ ﺑﭙﻮﺷﻢ؟ ... :))) خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 19:01
+3
be to che???!!
be to che???!!

ﺩﻡ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﻣﻬﺪﮐﻮﺩﮎ ﻫﺴﺖ يه ﻧﺎﻇﻢ ﺯﻥ ﻏﺮﻏﺮﻭ ﺩﺍﺭﻩ ...
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺯﻭﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺩﻣﯿﺰﺩ:
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﻧﺪﻭ ...
... ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﻧﮑﻦ ...
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﯾﺎﺷﺎﺭ ﺭﻭ ﻧﺰﻥ ...
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﻬﺘﯽ ﺭﻭﺑﻬﺶ ﺑﺪﻩ ...
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠــــﯽ ....
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﯾﺪ ﯾﻬﻮ ﻗﺎﻃﯽﮐﺮﺩ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ:
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ! ﺗﻮﻟﻪ ﺳﮓ!! ﯾﻪ ﺟﺎ ﺑﺘﻤﺮﮒ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺮه خر :-|




دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 19:00
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 18:17
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تجربه ثابت کرده آدما وقتی زبونشون زیاد از دهنشون بیرون باشه نمیتونن نفس بکشن(امتحان کن)...حالا تبدیل شدی به یه حیوون باوفا:)):))
.
.
.
.
.
.به عمه خودت فحش بده:))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 18:01
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من عشق شدم،مرا نمی فهمیدند
در شهرِ خودم مرا نمی فهمیدند
این دغدغه را تاب نمی آوردند
گاهی همگی مسخره ام می کردند
بعد از تو به دنیای دلم خندیدند
مردم به سراپای دلم خندیدند
در وادیِ من چشم چرانی کردند
در صحن ِ حَرم تکه پرانی کردند
در خانه ی من عشق خدایی می کرد
بانوی هنر، هنرنمایی می کرد
من زیستنم قصه ی مردم شده است
یک تو، وسط زندگیم گم شده است
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:58
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ