یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی می گویم دوستت دارم
شاید تصور کنی تنها چند واژه ی ساده را در کنار هم گذاشته ام

و جمله ای را بیان کرده ام

اما...

این تنها یک جمله نیست

همین جمله کوتاه

دنیای لبریز از رویا های سبز و سرخ است

آری همین چند واژه خود کتابیست سر شار از معنا !

دوستت دارم،یعنی بی حضور تو زندگی برایم بی معناست

بی تو دنیای من به سردی می گراید و چشمانم بی فروغ میگردد !

دوستت دارم،یعنی قلب من منزلگاه توست

و وجودم سرزمینی که تخت پادشاهی را تنها لایق تو می داند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 16:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همینجا

كنارم نشسته ای

همه نگاهمان می كنند

بی گمان ما از سیاره ای

دیگریم



و یا شاید عشق را

اینگونه ندیده اند

تو فقط كنارم باش....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 15:58
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ ,
خیلی شلوغ ,
وایستم اون وسط نگات کنم!
بگم اینارو میبینی؟
بگی آره!
بگم تو هیاهوی همه این آدما ,
بازم من چشمام فقط دنبال تو میگرده ,دلم برای تو تنگ میشه...
صداهاشونو می شنوی؟
بگی آره!
بگم تو اوج همین صداها دلم دنبال صدای تو میگرده...
بگم حالا چشماتو ببند
بگو چه حسی داری!
بگی انگار بین یه عالمه غریبه گم شدم
بگم اگه نباشی منم بین یه دنیا غریبه گم میشم ....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 15:55
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با اینکه ردِ پای بوسه‌‌هایم را در تن ات

بهتر از کفِ دستم می شناسم

اما با این حال

تا به آغوش ات می‌‌آیم

گم می‌‌شوم!

خدا کند این بار

مرا

از لابلای لبانت پیدا کنی‌....!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 15:54
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روزی میرسد که با لبخند ِ تو بیدار میشوم ...

این روز هر زمان که میخواهد باشد ...

فقــــط باشـــــد !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 15:52
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دنبال یک کلمه می گردم

یک کلمه ی خاموش

مانند یک بوسه

که جمع کند همه ی کلمات را
روی لب های تو
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 15:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسرخاله ام کلاس اول که بود یه چن بار معلمشون از خواب بیدارش کرد، شاکی شد گذاشت رفت بیرون کلاس!.. معلمه ازش پرسید گفت کجا میری!.. گفت میرم یه آبی به صورتم بزنم، تو درستو بده ..
حالا امسال رفته کلاس دوّم..
منتظرم ببینم پیشرفتش در چه حد بوده امسال!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 15:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 15:43
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
گــــــ ـ ـ ـــاه بــایــد چـــــــــشم بستــــــــ و مثـــل یـــــک کــودکـــ گریـــستـــ...
چــیستــــــــ چـــاره
لـااقـــل آدم دلـــــــ ـ ـ‌ـ ـــش وا می شـــــــــــــود...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 15:42
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
از یه اسب میپرسن چرا هر کس تورو میبینه سوارت میشه؟
اون اسب جواب نداد. سرشو انداخت پایین و هیچی نگفت.
میدونید چرا؟؟؟
چون اسبا نمیتونن حرف بزنن.
نه واقعا انتظار داشتین اسبها حرف هم بزنن؟
.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 15:41
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ