به جاده مینگرم جاده سیاهی که تنها روشناییش کرم هایه شبتاب گلهایه رازقیست گلهایی که بویه عطرشان هر موجودی را تسخیر میکند وبه بند میکشد بندی که با سیاهی انتهای جاده از هم دریده میشود و وحشت وجود درختان بلند نفسکشیدنت را سختر از راه رفتن میکند
واین تکرار زندگیست........
قوقنوس
alireza
از خونه همسایه بوی کیک اومد بعد بوی آش رشته اومد
الان هم بوی قرمه سبزی میاد
می خوام برم در بزنم بگم ما به جهنم،
خودتون اسهال میگیرین بدبختا