“عـــــاشق” را کـــه بــرعکــــس کنـــی .. می شــــود “قـــشاع” دهخــــدا را می شــناسی؟ لــــغت نــامه اش را کــــه بــاز کـــردم نـــوشته بود: قــــشاع: دردی که انسان را از درمـــــان مایــــوس میکند...
داره رعد و برق میزنه مامانم میخواد بره پشت بوم لباسارو جمع کنه
میگه وای چه رعد و برقی نکنه برق بگیرتم ؟!؟!؟!
پاشو تو برو
ینی دهنم وا موند از این حرف مامانم …
من سر راهیم ، میدونم !
من موندم حضرت نوح کجا زندگی میکرده که همه نوع حیوون اونجا بوده ، بابا خب مثلا پنگوئن و زرافه که تو یه اقلیم نمیگنجند. یا اینکه سر راه رفته قطب شمال ؟
احتمالاً هماهنگ کرده مثلاً فلان ساعت سرِ کانالِ سوئز باشید
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...
آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟
daghighan
1392/04/24 - 17:02