یافتن پست: #می

ramin
ramin
در CARLO
من موندم این صدای پشه ها واقعا صدای بال زدنشونه ...
یا لوس بازیشونه ...
دارن با دهنشون صدای هلیکوپتر در میارن !!!
به قیافش نمیخوره این صداها !!!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/03/2 - 15:30
+9
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
به مردایرانی میگن نمازمیخونی،میگه عادت ندارم،میگن روزه میگیری،میگه طاقت ندارم،میگن زن صیغه میکنی، میگه آره بابا،دیگه کافرکه نیستم؟{-7-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/03/2 - 14:53
+8
AmiR
AmiR
گــریان شده دلـــــم….
همچـــون دختـــرکـــی لجبـاز…
پا به زمین می کـــوبد…
تــــو را میـــخواهد….
فقط “تــــــــــــــــــو” را…
2 دیدگاه  •   •   •  1392/03/2 - 13:43
+2
roya
roya
در CARLO
2 دیدگاه  •   •   •  1392/03/2 - 13:06
+8
shiva joOoOoOn
shiva joOoOoOn
در CARLO
اول از همه روز “مرد” به مردانی مبارک که :

غرور مردانگی اونها اجازه نمیده کسی اشکهاشون رو ببینه

کسانی که برابر زنان باید پاسخگوی عواطف باشند

کسانی که سختی و فشار زندگی رو تحمل میکنن و میریزن توی خودشون

و اونها رو تبدیل به یک لبخند میکنند تا خوانوادشون نگران چیزی نباشن .

و کسانی که هیچوقت سختی مرد بودن رو با راحتی نامردی عوض نمیکنن .
1 دیدگاه  •   •   •  1392/03/2 - 13:03
+6
AmiR
AmiR
کی دلش خونه
کی عشقش فروختشش
کی از خدا هرچی میخوادش خدا بر عکسشو بهش میده و خدا اگه بندشو دوسداره اونو بهش برگردونه
من هیچ خیری از زندگی ندیدم
انقد دلم خونه انقد داغونم خدا میدونه باهام چیکار کرده
بد داغونم کرده{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/03/2 - 12:23
+4
AmiR
AmiR
دوست دارم یک شبه ، هفتاد سال پیر شوم
در کنار خیابانی بایستم…
تو مرا بی آنکه بشناسی ، از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی…
هفتاد سال پیر شدن یک شبه
به حس گرمی دست های تو
هنگامی که مرا عبور میدهی بی آنکه بشناسی،
می ارزد..!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/2 - 12:01
+3
roya
roya
در CARLO
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ رفیقام ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩ :

ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ،پسرا ﺗﺎ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺷﻮ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺳﻤﺖ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻮﺕ ﻣﯿﺰﺩﻥ!

ﯾﻪ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﻼﺱ 50 ﻧﻔﺮﯼ ﺍﻭﻧﻢ
ﻣﺨﺘﻠﻂ ﻓﮏ ﮐﻦ ﯾﻬﻮﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮔﻔﺖ،ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ

ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﯾﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ:

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﻼﺳﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺩﻭﺱ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﺎ ﻫﻢ
ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﻟﺘﺤﺼﯿﻞ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ
ﺻﺒﺤﺶ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ!

ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺷﺐ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﮔﺬﺷﺖ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ :

ﻣﻦ ﺍﺯﺕ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﻌﺪ ﮐﻠﯽ ﺟﺮﻭ ﺑﺤﺚ ﺑﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭽﻤﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ! ﺍﻭﻧﻢ
ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﻧﻤﯿﺰﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺶ ﺑﺮﺳﻪ ﻓﻘﻂ ﻭﻗﺘﯽ

ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺷﺪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺳﺮ ﮐﻼﺳﺎﺕ ﺑﺮﺍﺕ ﺳﻮﺕ ﺑﺰﻧﻪ!

آﻗﺎ ﺍﯾﻨﻮ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﮐﻼﺱ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺷﺪ !!!!

به سلامتی همه استاد های باحال :دی
دیدگاه  •   •   •  1392/03/2 - 09:25
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
(▒)گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!
▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓
(▒)ببرم بخوابانمش!

(▒)لحاف را بکشم رویش!

(▒)دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

(▒)حتی برایش لالایی بخوانم،
▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓
(▒)وسط گریه هایش بگویم:

(▒)غصه نخور خودم جان!

(▒)درست می شود!درست می شود!

(▒)اگر هم نشد به جهنم...

(▒)تمام می شود...

(▒)بالاخره تمام می شود...!!!
▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓
دیدگاه  •   •   •  1392/03/1 - 21:29
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بدون " عشق " رنگ این دنیا قطعا سیاهیست !


ظواهر تنها میتوانند خوب رنگ آمیزی کنند !!!


♦♦♦ افشین احسن ♦♦♦
دیدگاه  •   •   •  1392/03/1 - 21:20
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ