♥ نگار ♥
گل افتابگردان را گفتند :
چرا شبها سرت را پایین میندازی ؟؟؟؟
گفت : ستاره چشمک میزنه نمیخواهم به خورشید خیانت کنم...
.
.
.
به سلامتی همه ادمای اسکول که فک میکنن افتابگردون حرف میزنه
mohamadjavad
درساحل قلبها ردپای خوبان میماندوگرنه موج روزگارهرردی راگم میگند
♥ نگار ♥
زن با عصبانیت پای تلفن : “این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟!”
مرد : “عزیزم ، اون فروشگاه طلافروشی رو یادته
که از یه انگشتر الماس نشان ش خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم
اما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما این انگشتر مال تو میشه عزیزم…؟! “
زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : ” بله عشقم…”
مرد : “من تو رستوران بغل دستیش دارم شام میخورم!
mohamadjavad
چوپان قصه مادروغگو نبود.اوتنهابود.وازفرط تنهایی فریاد گرگ سرمیداد.افسوس که کسی تننهایی اش رادرک نکردوهمه درپی گرگ بودند.دراینن میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست!!!
mohamadjavad
سلامتی کسی که میدونه.ولی ساکت میمونه... سلامتی کسی که درونش داره میسوزه اماترجیح میده لبهاشو بدوزه... سلامتی روزگاری که روزگارش گذشته... سلامتی اونایی که تلخ میخورن وشیرین سخن میگنن... سلامتی راهی که آخرش میرسه به مقصود... به سلامتی سرنوشت.که نمیشه اونواز"سر"نوشت....
mohamadjavad
گاهی باران هوه ی دغدغه اش بارش نیست.بلکه ازغصه تنهاشدنش میبارد...
TiNa
بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر… من تمام خواستن را وجب کردم
هیچکس… هیچکس به اندازه من عاشق تـو و بهانه هایت نیست…
mohamadjavad
واسه کسی که برای"داشتنت"ذره ای تلاش نمیکنه.یک لحظه دلتنگی هم زیادیه...!
mohamadjavad
جسدآنکه میگفت برات میمیرم.پیداشدجالب اینجاست درآغوش دیگری جان داده بود