یافتن پست: #می

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
گر کبریت فروش شوم ،
کتاب هم خواهم فروخت
به پای قصه ها سوختن ،
چه گرما که نمی دهد !!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:21
+10
-1
محمد
محمد
مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده منو رها نمی کنه



شب که از راه می رسه غربت هم باهاش میاد

تـــوی کوچــه های شهــر بـاز صــدای پاش میاد



من غم های کهنه ام رو برمی دارم

کـه تــوی میخـــونه هــا جــا بگذارم



می بینم یکی میاد از میخونه

زیـر لــب مستـونه آواز میخونه



مستی ام درد منو دوا نمی کنه

غم با من زاده شده منو رها نمی کنه



گرمی مستی میاد توی رگهای تنم

می بینم دلم می خواد با یکی حرف بزنم



کی میاد به حرفهای من گوش بده

آخه من غریبه هستم با همه



یکی آشنا میاد به چشم من

ولی از بخت بدم اونهم غمه



مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده، منو رها نمی کنه



خسته از هر چی که بود،خسته از هر چی که هست

راه می افتــم کـه بــرم مثــل هــر شــب مست مست



باز دلــم مثـل همیشــه خالیه

باز دلم گریه تنهایی می خواد

برمی گردم تا ببینم کسی نیست

می بینــم غــــم داره دنبــالم میاد



مستی ام درد منـو دیگه دوا نمی کنه

غم با من زاده شده،منورها نمی کنه

منو رها نمی کنه {-60-}
4 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:15
+5
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
بهار می آید
پس از این ،
خون از رگهای ما ....
... سبز بیرون می جهد !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:13
+7
-1
ali rad
ali rad
.آهسته گفت: خدانگهدارت . در را بست و رفت . . . . آدمها چه راحت مسئولیت خودشان را به گردن خدا می اندازند.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:12
+2
نیوشا
نیوشا
دو نفر میرن تو غار ! از غار بیرون میان ! یکی صورتش کثیف بود و اون یکی تمیز ! اونی که صورتش تمیز بود به اونی که صورتش کثیف بود نگاه کرد رفت صورتش شست ! اونی هم که صورتش کثیف بود به اونی که صورتش تمیز بود نگاه کرد نرفت صورتشو بشوره !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:07
+7
-1
ali rad
ali rad
چه ۱۳ باشد،چه یک روز دیگر... وقتی سهم من از تمام این روزها "نبودنت" باشد نـحـس است روزها..
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 23:04
+3
نیوشا
نیوشا
بعضی ترانه ها برای تست کردن دکمه Next ساخته می شن …{-4-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 22:56
+6
peyman
peyman
چقدر سخته تو چشای كسی كه تمام عشقت رو ازت

گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینكه لبریز كینه و نفرت بشی حس كنی كه هنوز دوستش داری چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیوار تكیه بدی كه یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خیال ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقت دیدنش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشك گونه ها تو خیس كنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوستش داری
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 22:32
+2
peyman
peyman
غریبه

نمیدانم

گنجشک ها که آنقدر شبیه همند

چطور همدیگر را میشناسند

و نمیدانم

چقدر شبیه من هست
که تو دیگر مرا نمیشناسی! {-35-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 22:22
+2
peyman
peyman
دیدگاه  •   •   •  1391/01/12 - 22:19
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ