ali rad
دل سبزم راگره زدو رفت تا به ارزوهایش برسد
امید
خدای من !
یک سال گذشت و چهار فصل و دوازده ماه و سیصد و شصت و پنج روز ...
چگونه است که رهایم نمی کنی و چگونه است که هرگز و هرگز از تو نا امید نمیشوم . این چه رسم خدایی است؟!
♥ نگار ♥
دور باش اما نزدیک/من از نزدیک بودنهای دور می ترسم/تو چطور
آخرین ویرایش توسط
NEGAR1992 در [1391/01/12 - 15:56]
سحر
حماقت که شاخ ندارد ،حماقت یعنی من که آنقدر میروم که دلتنگم شوی ،خبری از دلتنگی تو نمیشود ،برمی گردم چون ؛دلتنگت می شوم..
نیوشا
روانشناسی رانندگی : اینایی که وقتی میشینن تو ماشین حاضرن ۴۵ دقیقه کمربند ایمنی رو بگیرن تو دستشون ولی این کمربند رو نبندن کلا آدمای صبورین !
♥ نگار ♥
پدر ...
تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست ...
اما همیشه به جرم پدر بودن
باید ایستادگی کند
و با وجود همه مشکلات ... به تو لبخند بزد تا تو دلگرم شوی
... که اگر بدانی ...
چه کسی ، کشتی زندگی را
از میان موج های سهمگین روزگار
به ساحل آرام رویاهایت رسانده است ...
"پدرت"را می پرستیدی!!!
من پدرم رو خیلی دوست دارم♥
دقت کردی وقتی دل دم رو گره میزنن
1391/01/12 - 16:04 ( لايک توسط 1 کاربر )گره کور میزنند که با دندون هم نشه بازش کرد؟!!