*vorojak*
میروم تا بار دگر مستم کند...
بی سرو
بی پا و
بی دستم کند....
یا حق
*vorojak*
آمدم تا جان سپارم دست چیست!!!؟؟؟
مست کز سیلی گریزد مست نیست...
محمد
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
...
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
عسل ایرانی
تو سکوت میکنی و فریاد زمانم را نمی شنوی ! یک روز من سکوت خواهم کرد و تو آن روز برای اولین بار مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید.
mah3a
افلاطون را گفتند:
چرا هرگز غمگین نمیشوی؟
گفت:
دل بر آنچه نمی ماند، نمی بندم
maryam
چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟
دوره ی ارزانی ست
چه شرافت ارزان
تن عریان ارزان
و دروغ از همه چیز ارزان تر
آبرو قیمت یک تکه ی نان
و چه تخفیف بزرگی خورده ست، قیمت هر انسان
maryam
احتیاط باید کرد!
همه چیز کهنه می شود و اگر کوتاهی کنیم عشق نیز...
بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب می گیرند...
maryam
آدم باید عین مرسوله پستی سفارشی باشه. یکی باشه همیشه تحویلش بگیره، بگیردش تو بغل امضا هم بده که تحویل داده شده، پس گرفته نمی شود!
عسل ایرانی
خـــریـت اســــــــناد و مـــــــدارک نمی خــــواد دوبار پشت هم به ســـــــــاز کسی برقصــــــی خـــــرفـــرض میشــــــی...