یافتن پست: #می

Danial
Danial
میدانــی ؟!
بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !
بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادتــــ نمیشوند !
بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکرند و دستــ نـخورده !
دیده ای ؟!
شنیده ای ؟!
بعضـــی ها بی نهایتـــ ــ ـند !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 14:01
+4
Danial
Danial
شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما...شما. .شما..شما...شما ..شما..شما..شما ..شما..شما..شما ..شما..شما..شما ..شما..شما..شما ..شما...شما..شم ا..شما..شما..شم ا..شما..شما..شم ا..شما...شما..ش ما..شما..شما..ش ما..شما..شما..ش ما..شما..شما..ش ما...
شما خیلی تنبل هستین چون همه ی "شما"های بالا رو نخوندین و حتما متوجه نشدین که یکی از اونا"سما" هست !...
.
.
الان دارین سعی می کنین که"سما" رو پیدا کنین ...!!
و از اینکه اونو پیدا نکردین نا امید شدین =)))
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 13:52
+4
ESmaEL
ESmaEL
دوست دختر [!] میره رو تخت پاشو باز میکنه میگه می دونی منظورم چیه؟ [!] میگه خر که نیستم یعنی کل تخت مال توئه , من رو زمین بخوابم.{-18-}{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 13:48
+10
Danial
Danial
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟ پسر: آره عزیز دلم دختر: منتظرم میمونی؟ پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند پسر: منتظرت میمونم عشقم ... ... ... دختر: خیلی دوستت دارم پسر: عاشقتم عزیزم ... بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟ دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته بشاشه الان میآد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 13:47
+2
Danial
Danial
جواب کوتاه گلشیفته فراهانی به سلحشور

سلام آقای فرج الله سلحشور:

من گناه کردم ,مردم بدن برهنه من را دیدند ولی هنوز دوستم دارند , تو که حضرت ایوب هم شدی ولی همه ازت متنفرند
میدانی چرا؟
چون من چیزی برای پنهان کردن ندارم اما تو زیر پوستت یک شهر ریا پنهان کرده ای

گلشیفته فراهانی....
بزن لايك قشنگرو به افتخارش كه مُشتِ محكمي به دهانِ استكبار زد...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 13:42
+3
ESmaEL
ESmaEL
غضنفر با دوست دخترش تو اتاق نشسته بود , یهو دختره گفت شلوارتو بکش پایین بخورم.{-16-}{-16-} غضنفر میگه نه شلوارم کثیفه بیا پیرهنمو بخور.{-11-}{-11-}{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 13:38
+5
sasan pool
sasan pool
‫همیشه گورستانی درقلبت برای خاکسپاری خطای دوستانت بساز...

( کوروش بزرگ )‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 13:37
+2
Danial
Danial
پسره مرتب به ساعتش نگاه میکنه تا اینکه دختره بهش میگه : شما منتظر کسی هستید؟ پسره میگه : نه! من فقط دارم به ساعتم نگاه میکنم ، آخه تازه خریدمش ، جدیدترین مدله! دختر : جدی! ، مدرنه؟ ، امکاناتش چیه؟ پسر : آره خب مدرنه ، یکی از امکاناتش اینه که از طریق اشعه آلفا با من ارتباط برقرار میکنه ، یه جور تله پاتی ! ... دختر : واه! چه جالب ! الان داره ساعتتون چی میگه؟ ... ... پسر : داره میگه شما چرا لباس زیر ندارین؟ دختر: بله !!؟؟ من که لباس زیر دارم !! پسر : اوه ! ساعت لعنتی !! فکر کنم یک ساعت جلو رفته !!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 13:37
+2
Danial
Danial
از بهترین خبرای دوران مدرسه:

1.بچه ها زنگ آخر جشنه،کلاس تعطیله!

2.واسه دبیرتون مشکل پیش اومده نمیاد!
... ...
.3این زنگ جلسه دبیراس.دبیر ندارین!

4.نزدیک عید: ناظم میاد سره کلاس میگه: مدرسه بازه ولی اونایی که غیبت می کنن موجه!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 13:34
+3
ali rad
ali rad
خسته ام از حقیقت های تلخ...

دروغ بگو

من همان کودکی هستم

که باور می کنم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 13:19
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ