یافتن پست: #می

ramin
ramin
ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺯ ﻭ ﺳﺮﻣﺎ ﺩﺳﺘــﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ . ﺩﺭ ﺟﯿﺒــــﺖ ﺑـــﮕﺬﺍﺭﺷﺎﻥ ، ﺷﺎﯾﺪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﻪ ﺟﯿﺒﺖ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ، ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:26
+4
Saman Mlh
Saman Mlh
{-18-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:26
+2
ramin
ramin
کسى که کردارش او را به جایى نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید . . .
11 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:19
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات را!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:18
+5
Danial
Danial
كمي دروغ بگو پينوكيو
دروغ های تو قابل تحمل تر بود
به خاطر کودکی بود و شیطنت
به خاطر این بود که دنیای آدمها را تجربه نکرده بودی
که ببینی یک دروغ ، چه ها میکند
این جا آدمها دروغشان به بهای یک زندگی تمام میشود
به بهای یک دل شکستن
اینجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد میشود
اين جا آدم ها دروغ هاي شاخ دار مي گويند
بعد دماغ دراز خود را جراحي پلاستيك مي كنند
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:15
+1
☺SAEED☻
☺SAEED☻
روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید: "شما برای چی می نویسید استاد؟" برنارد شاو جواب داد: "برای یک لقمه نان"
نویسنده جوان برآشفت که: "متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم!"
و برنارد شاو گفت: "عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم!"
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:15
+5
ramin
ramin
یك روز دو تا آبادانی واسه هم خالی می بستند . اولی میگه : ما یه كوه كنار خونه مون داریم كه هر وقت می گیم حمید . دو سه بار میگه حمید.... حمید.... حمید....
دومی میگه : این كه چیزی نیست . ما یه كوه داریم كنار خونه مون كه هر وقت می گیم حمید. میگه : كدوم حمید؟{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:11
+6
sasan pool
sasan pool
در دلم آرزوی آمدنت می میرد، رفته ای اینک اما آیا باز می گردی؟
چه تمنای محالی دارم خنده ام می گیرد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:09
+2
ramin
ramin
احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟
مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.
احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند! {-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:08
+6
sasan pool
sasan pool
طرف میره مکه وقتی برمیگرده ازش می پرسن چه طور بود؟ خوش گذشت؟

میگه :همه چی عالی بود هتل 5ستاره، امکانات توپ، جنسا ارزون و.... یه جای دیگه هم بود که مردم دورش میچرخیدن شلوغ بود من نرفتم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:06
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ