یافتن پست: #می

reza
reza
باتو هستم ای غریبه،آشنایم میشوی؟

آشنای گریه های بی ریایم میشوی؟

من تمام درد باران را خودم فهمیده ام ...

مثل باران آشنای بی صدایم میشوی؟

روزگار، این روزگار بی خدا تا زنده است

ای غریب آشنا، آشنایی با خدایم میشوی؟

من که شاعر نیستم شکل غزل را میکشم

رنگ سبز دلنشین صفحه هایم میشوی؟

ای غریبه با شکوه و دلخوشی

همسرای خنده های باصفایم میشوی؟

بوی غربت میدهد این لحظه های بی کسی

با تو هستم ای غریبه آشنایم میشوی؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:48
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
كمی دروغ بگو ؛ خسته ام پينوكيو .... اين جا آدم ها دروغ های شاخدار می گويند ، و دماغِ درازِ خود را جراحی پلاستيک می كنند ... .!!! {-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:46
+1
ronak
ronak
هنوز هم..
چشمانم نگاهت را..
نگاهم لبــانت را..
و لبــانم لبانت را نشانه میرود در طلب یک بــوسه..
هنوز هم زیباست انتظار آغــوشت را کشیدن…
حتی زیباتر از گذشته…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:43
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
جسارت می خواهد ... نزدیک شدن به افکار دختری که روزها مردانه با زندگی می جنگد .. اما شب ها بالشش از هق هق های دخترانه خیس است ... !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:40
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
قشنگترین صدایی که می تونین از عشقتون بشنوین وقتیه که از خواب بیدار میشه و گیج حرف میزنه...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:37
+4
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
غضنفر داشت دنبال جای پارک می گشته اما پیدا نمی کرد! در ھمون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارک برام پیدا کنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم که یه . دفعه یه جای پارک می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خواد خودم پیدا کردم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:30
+8
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
به غضنفر میگن خاطره از کودکی داری ؟ میگه آره : تا شش سالگی فکر می کردم اسمم دست نزنه ! تازه یه داداش کوچکتر داشتم اسمش بتمرگ بود !
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:26
+9
ronak
ronak
در نگــاهت چیزیست که نمیدانم چیست !
مثل آرامش بعد از یک غم..
مثل پیدا شدن یک لبخند..
مثل بوی نم بعد از باران..
در نگــاهت چیزیست که نمیدانم چیست !
مــن به آن محتاجم …
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:23
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
حرفهایت ؛
بوی دوستت دارم می دهد
اما
فکری برای چشمهایت بکن !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:18
+4
ronak
ronak
سر انگشتانم که می سوزد...
یعنی وقت نوشتن از توست
بیا در خیالم
آرام بنشین
می خواهم صدای نفسهایت را بنویسم!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:17
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ