یافتن پست: #می

ronak
ronak
دردم می آید
وقتی که می بینم
روشنفکریتان
برای دختران غریبه است ..... ولي ....
به خواهر و مادر خود که میرسید
قیصر میشوید.......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 18:06
+2
ronak
ronak
چیزی می خواستی بگی؟؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 17:53
+3
سحر
سحر
بنده همیشه بعد ظهرا وقتی میخوام کره مربا بخورم اینطوری میشه :(
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 17:41
+5
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
اعدام جنایتکاری که موجب وحشت دختران میشد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 17:18
+3
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
از رشتیه می پرسن به معجزه اعتقاد داری ؟ میگه آره! زندان که بودم زنم حامله شد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 17:15
+4
sasan pool
sasan pool
دوستان من میرم باشگاه خدا نگهدار.{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-23-}{-23-}{-23-}{-23-}{-23-}{-23-}{-23-}{-21-}{-21-}{-21-}{-21-}{-21-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-49-}{-49-}{-49-}{-49-}{-49-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 17:14
+2
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
خواستن ت رکه رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن.
می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!
آخرین ویرایش توسط ali_nm282 در [1390/12/21 - 17:12]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 17:12
+4
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
ت رکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده!
آخرین ویرایش توسط ali_nm282 در [1390/12/21 - 17:03]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 17:01
+3
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
به رشتیه می گن اسم اعضای خانواده ات را نام ببر می گه ؟امرسان. موبایل. صا ایران. امریکا .میگن چه ربطی داره؟ میگه:والا امرسان عیال بنده است که زیبا جادار مطمعن ... موبایل دختر بزرگمه که هیچ وقت در دسترس نیست ... صا ایران دختر کوچیکمه که هر روز بهتر از دیروزه ... منم که امریکا هستم چون هیچ غلطی نمی تونم بکنم؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 16:58
+3
Behdad
Behdad
و اما خبر مهم
طی پرسه زنی در دانشگاه دیدم سرو صدا میاد از نماز خونه فاز 3 طبقه هم کف!
رفتم دیدم مهندسا با اینکه نمازخونه پسرا پنجره داره و نور داشت به فکر ایجاد پنجره کشویی بودن تا هنگام نماز جماعت نماز خونه پسرا دخترا بهم دید پیدا کنن!
دوا سر این بود این ستون ساختمون مزاحمه و نرفته بودن انور تر بکنن!
گارگره گفت ببرم ستونو؟ {-18-}{-18-} فاز 3 میخاست خراب کنه
مهندس گفت نه اما چیکار کنیم! خلاصه قرار شد همینجوی پنجره نصب کنن خلاصه جاش کردیم!
تو عکس سمت چپ قسمت دخیهای نماز خونه و سمت راست خابگاه پسران!

2روز در هفته میرم! پر سوژه نمیشه کلی نخندیم! {-42-}
آخرین ویرایش توسط BEHDAD در [1390/12/21 - 17:02]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 16:57
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ