یافتن پست: #می

Danial
Danial
حکایت دادن شارژ به طرف... !!!

1000تومنی: مرسی عزیزم (تو دلش ای گدا)

2000: ای جانم...ممنون گلم دستت درد نکنه(تودلش:یادم باشه واسش بخرم دور برنداره)

5000: وای ممنون عشقم،خیلی میخوامت،بیا این بوس برای تو

10000 : الهی من فدات بشم تو همه زندگی منی ، بیا بغلم،کجایی بیا ببینمت دلم برات یه ذره شده.

.

.

20000: دیگه کسی اینقدرا هم خر نشده از اینا بخره!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 17:04
Danial
Danial
چيستان هاي طنز مي باشند كه به ظاهر سخت هستند ولي خيلي آسان و سركاري هستند!




1- چطوری یک زرافه را در یخچال بگذاریم؟




ابتدا در یخچال را باز میکنیم. سپس زرافه را در یخچال میگذاریم و در را میبندیم.





۲-چطور یک فیل را در یخچال بگذاریم؟

(یه کم فکر کن)






نه اشتباه گفتی. اول در یخچال رو باز میکنیم زرافه رو میزاریم بیرون سپس فیل را داخل یخچال میگذاریم.





۳- چگونه فیل را داخل ماشین بگذاریم؟





فیل را از یخچال بیرون بیرون می آوریم و در ماشین میگذاریم.





۴- شیر شاه یک جلسه میزاره همه ی حیوونها رو دعوت میکنه . همه میان به جز یه نفر. اگه گفتی کیه؟




فیل. چون هنوز تو ماشینه






۵- چند نفر میخوان از یه رودخانه پر از تمساح شناکنان برند اون طرف.اونها به سلامت میرند اون طرف.اگه گفتی چرا تمساحها نخوردنشون؟



چون تمساحها رفته بودند جلسه ی شیر شاه.






۶-اگه گفتی به یه کرم سبز که سنگ میخوره چی میگن؟



کرم سبز سنگ خوار








۷-یه نفر تو سرش یه چیز سبز میبینه که سنگ می خوره شبیه کرم هم بوده. اگه گفتی چی بوده؟



نه کرم سبز سنگ خوار نبوده چون کرم سبز سنگ خوار رفته جلسه شیر شاه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 16:41
+2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
تا همیشه میتوانم تو را از میان مردم دنیا تشخیص دهم...
به شرط آنکه چشمانت را نبندی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 16:39
+2
☺SAEED☻
☺SAEED☻
یه روایتی هست که میگه:
هروقت زنت غذای مورد علاقت رو درست کرد, بدون یه گندی زده...!
آقایون در جـــریان باشین...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 16:33
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
حرمت آدما مثل یه لیوان آب میمونه عمدی یا غیر عمدی پات بهش بخوره بریزه دیگه نمیتونی جمعش کنی مواظب باش پات نخوره به لیوانه!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 16:30
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
بر مفرش خاک خفتگان می بینم
در زیر زمین نهفتگان میبینم
چندانکه به صحرای عدم می نگرم
نا آمدگان و رفتگان می بینم خیام
آخرین ویرایش توسط sin_sin در [1390/12/19 - 16:20]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 16:20
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
هر کـسی رو می تـونستـم دوست داشتـه بـاشم
اگـر....
دوست داشتـن را از تـو شروع نـمی کردم...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 16:19
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
این تو نیستی
که مرا از یاد برده ای
این منم
که به یادم اجازه نمیدهم
حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند...
صحبت از فراموشی نیست....

صحبت از لیاقت است ..
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 16:09
+2
reza
reza
دوست دارم از عشق بنویسم

...می نویسم از عشق از تو ای زیبای من از چیزی که به قلب بیمارم امد

وخانه ی متروک دلم خانه ی سیاهی ها را نورانی کردبا قدومش

می نویسم از تو از تویی که عشقت اتش به جانم زد

مینویسم از تویی که عاشقم کردی

وبا دستان پر مهرت مرا به شهر ارزو ها بردی

ای زیبای من ای نگاهت سبزتر از سبزه زار

می‌نویسم تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد

نگاهت را میخواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد

وجودت را میخواهم تا گرمای آغوشم باشد

دستهایت را میخواهم تا نوازشگر بی کسی اشکهایم باشد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 16:01
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
لیوان چای روی میز در انتظار یک جرعه است ،


نه تو می آیی نه او

گرم می ماند ،


چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 15:56
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ