jalal
واسه مشق شبت 100 بار بنویس : اونی که فکرش رو نمیکنی همیشه به یادته . .
ramin
وقتی میری خونه مادر بزرگت چی میر چی برمیگردی
jalal
"دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم."
ramin
یه [!] میاد تهران ، میبینه همه آستین کوتاه پوشیدن . میگه : اِ ، پس اینا دماقشونو با چی پاک میکنن ...
ramin
بخشندگی را از گل بیاموز، زیرا حتی ته كفشی كه لگدمالش میكند را هم خوش بو میكند
ramin
دیدی تا حالا اگر کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی؟ دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی؟ دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی حتی اگر بره و همه چیزو با خودش ببره