یافتن پست: #می

ronak
ronak
آدما وقتــــی پوستشـون چروک می خــوره پیــــر نمی شـــن ....
آدمــا وقتـــی رویــــاهاشون چروک می خـــوره .....پیـــــــر می شـــن ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 13:28
+5
sasan pool
sasan pool
شب ها که بغض میکنی/دنیا سکوت میکنه
زمان به صفر میرسه/زمین سقوط میکنه
شب ها که بغض میکنی /به مرز مرگ میرسم
به گریه کوچ میکنم/ببین چقدر بی کسم
دریایی از آرامشی/من طرحی از خروش رود
زیبا ترین شعر جهان/ چشمان غمگین تو بود
مشت کدوم ساعت شب/درگیر این سفر شدیم
چه دیر به هم رسیدیم به وقفه شکل هم شدیم
................................................................
یادش بخیر این آهنگ تقدیم به عشقم کرده بودم از حامی بود مثل همین شعر شده بودم ولی آخرش خیانت کرد و رفت.
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 13:25
+2
ronak
ronak
نامه های عاشقانه ای با دست خط و بوی عطر تو پیدا کرده ام!

اما لحن نامه به من نمی آید!

حتی تو های توی نامه هم هیچ شباهتی به من نداشت!

نامه را سر جایش گذاشتم!

و صحنه جرم را ترک!

من قاتل نیستم که دوباره به صحنه جرم باز گردم!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 13:23
+5
ronak
ronak
تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند !
چشم ها را بستند و چه با دل کردند...
وای سهراب کجایی آخر؟... زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند !
تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند, همه جا سایه ی دیوار زدن !
وای سهراب دلم را کشتند...
.
.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 13:20
+4
ronak
ronak
بادبادک ها هم رفتند و من را با خود نبردند
گم خواهند شد ، می دانم !
و هیچوقت نخواهند فهمید که راز آسمان را تنها من می دانستم..........
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 13:09
+5
امید
امید
اسپانیایی ها میگن :

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است !

ایتالیایی ها میگن:

عشق یعنی ترس از دست دادن تو !

ایرانی ها میگن :

"عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تمام میشود!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 13:03
+1
ronak
ronak
می گویند شاد بنویس ...
و من یاد مردی می افتم
که با سه تارش
گوشه خیابان شاد می زد...
با "چشم های" خیس...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 13:02
+3
امید
امید
فردوسی حکیم بزرگ ایرانی میگه:

که پیش زنان هرگز راز مگوی ، چو گویی ، سخن بازیابی به کوی !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 12:52
+1
mehdi
mehdi
یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشد
پس به امید فرداهای دیگر "محبتهایمان" را ذخیره نکنیم...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 12:34
+3
mehdi
mehdi
هی نگو با تو من عوض میشم،نگو میشه به عشق برگردم
جلـوی کی دروغ مـی بافی؟؟؟بچه من با تو زنــدگی کــرردم ...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 12:29
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ