aB'Bas S
اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری...
بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود !
« دکتر علی شریعتی »
ashkan
يه روز تو يه تيمارستان …
دكتره می خواست از بيماراش تست بگيره
يه عكس ماشين ميزاره جلوی همه
ميگه هركی اين ماشين رو هول داد روشن كرد ميره خونه اش
همه رفتن هول بدن كه برن خونه به جز یک نفر !
دكتره خوشحال شد با خودش گفت اين پس خوب شده …
بهش گفت ببينم تو چرا ماشين رو هل نميدی ؟!
گفت اينا خنگن سويچ دست منه
ashkan
به غضنفر میگن عروسی پسرت كی هست ؟
میگه : این دوشنبه نه ، چهارشنبه بعدی
امید
شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت...
ashkan
از غضنفر می پرسن : می گذاری پسرت بره دانشگاه ؟
غضنفر ميگه : آره ، به شرطی كه به درسش لطمه نزنه
ronak
غضنفر توی یه مانور از هواپیما با چتر میپره پایین چترش باز نمیشه میگه خب خدا رو شکر که این فقط یه مانوره
ashkan
سه نفر ميرن دزدی ! صابخونه بيدار ميشه
و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گونی قايم ميشن !
صابخونه مياد و به گونی اول لگد ميزنه…
صدای نون خشک در مياره !
به دومی لگد ميزنه … صدای گردو در مياره !
به گونی سوم لگد ميزنه … هيچ صدايی در نمياد …
دوباره محکم تر لگد ميزنه … باز صدا نميده !؟
دفعه سوم که لگد ميزنه یارو با عصبانيت مياد بيرون
ميگه : بابا … آرده ، آرد … آرد صدا نداره ! ميفهمی ؟
sasan pool
نه قلب تو بند منه نه فکرمی همیشه
بیا به هم دروغ نگیم این جوری حل نمی شه
نگفته ها زیاده اما این آخریشه
هرکی بخواد می تونه تو قلب تو بشینه
خوب به خودت نگاه کن فرق منو تو اینه
...
ronak
هَمیـــشه میگفتـــــی : مـــــــن ، یه تار مُوی تو را به هیچ کَس نمیــــــدَهم...!!!
اینقَدر تار های مویِ مَن را به این و آن دادی تا کَچَــــل شدم ..!
حـــــــالا برو دســـــت از سر کچلم بردار!!!