یافتن پست: #می

امید
امید
از هیکل استخوانی ام
روی تخت
بودایی می سازم
و ذهنم را تا انتهای ظلمانی ترین منظومه ها
به دنبال خدا می فرستم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:37
+5
sasan pool
sasan pool
مثل مهتاب که از خاطرشب میگذرد
هرشب اهسته از افاق دلم میگذری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:33
+5
gha3m
gha3m
اشتباه نکن
نه زیباییِ تو
نه محبوبیتِ تو
مرا مجذوبِ خود نکرد
تنها آن هنگام که روحِ زخمیِِ مرا بوسیدی
من عاشقت شدم{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:23
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
بهلول و بهشت...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:19
+7
mah3a
mah3a
قانون طبیعت را با دعا نمیتوان تغییر داد
این علم است که بر همه چیز پیشتاز است.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:17
+8
gha3m
gha3m
انان که با زندگی میسازند زندگی را می بازند...

با زندگی نساز، زندگی را بساز
{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:15
+4
ronak
ronak
*هر روز به فنجان قهوه ای چشمانتــــــ خیره میشدم، ... !
جواب فالم انگار خوشبختی نبود ...!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:11
+10
mah3a
mah3a
به نظر من باهوش ترین موجودات دنیا جوش ها هستن
که از دو روز قبل میفهمن ما دو روز بعد قراره بریم یه جای مهم مثل عروسی، تولد ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:11
+6
-1
امید
امید
به یاد دارم , مادر مادربزرگم را که شمشیر ملاقه اش در هوا می چرخید
و فرمان می داد تا قصر سنگی اجاق را
پشت به بادهای دیوانه بسازند !
او پادشاه بی چون و چرای قلمرویی بود که از شمال ُ جنوب
به دیگ سیاهی ختم میشد !
تنها پادشاهی که همه شب هایش را گرسنه می خوابید !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:11
+4
ali rad
ali rad
دنیای بی شریعتی ...........جواب نمیده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 22:09
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ