یافتن پست: #می

mah3a
mah3a
پنجم اسفند ماه
سپندارمذگان
اسفندروز، جشن اسفندگان، گرامی داشت زمين و بانوان, جشن برزگران شاد باش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:13
+4
mah3a
mah3a
والــدیــــن گـرامـــی‌ ...
اگر دخترتون هنگام خوندن اس ام اس ،یک لبخندِ احمقانه رو صورتش نقش میبنده ...
اون اس ام اس از دوست پسرشه ...
قلم پاشو میتونید خورد کنید.
.
.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:11
+4
mehdi
mehdi
متنفرم از خاطره‌هایی که وقتی بهشون فکر می‌کنم میگم: وای من چقدر احمق بودم .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:11
+4
mah3a
mah3a
هفته طبیعت نزدیک!
رو شکم نخواب شهرداری هر سوراخی ببینه درخت میکاره...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:11
+2
ebrahim
ebrahim
مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه…
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم…آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین حمل جنازه بودم" !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:10
+3
mah3a
mah3a
دقت کردین همیشه یه مسواک مشکوک تو دستشوی هست که معلوم نیست مال کیه...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:10
+2
mehdi
mehdi
زن.........

جنس عجیبی ست!
چشم هایش را که می بندی,
دید دلش بیشتر...
... ...
دلش را که میشکنی,
باران لطافت از چشم هایش سرازیر...
...
انگار درست شده تا...
روی عشق را کم کند!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:07
+3
ebrahim
ebrahim
زن با عصبانیت پای تلفن : "این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟!"
مرد : "عزیزم ، اون فروشگاه طلافروشی رو یادته که از یه انگشتر الماس نشان ش خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم،اما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما این انگشتر مال تو میشه عزیزم...؟!"
زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : " بله عشقم..."
مرد : "من الان تو رستوران بغل دستیش دارم شام میخورم"{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:07
+4
mah3a
mah3a
خدا الان ازاون بالا داره به ایران نگاه می‌کنه و تندتند تخمه می‌شکنه. فرشته‌ها هم میرن سمتش حرف بزنن میگه ساکت شید نقطه حساس فیلمه.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:06
+4
mehdi
mehdi
وحشت می کنم وقتی پیشنهاد دوستی ها زیاد می شود !
حسی به من می گویدحواست باشد،
مرز خوب بودن و هرزگی بسیار باریک است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:05
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ