یافتن پست: #می

امید
امید
وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت
تازه فهمیدم
گاهی هرگز نرسیدن
بهتر از دیر رسیدن است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:41
+6
مهسا
مهسا
ازتسمشس (Eztesmeshes) یعنی چه؟! ... ... واژه ای که یک مکانیک اصفهانی هنگام اشکال پیدا کردن تسمه اتومبیل به کار می برد!{-7-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:40
+7
مهسا
مهسا
فکر نکن جدایی ما مثل نادرو سیمینه که خرس طلا بگیره به ما دسته بیلم نمیدن برگرد سر زندگیت(اتمام حجت غضنفر با زنش که قهر کرده بوده){-20-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:36
+7
ronak
ronak
هر کاری می کردن غضنفر رو از زیر آوار زلزله بیرون بیارن نمی گذاشته

فقط هی داد میزده من کاری نکردم بابا ، فقط سیفونو کشیدم !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:35
+9
ronak
ronak
وقتی يه سيب گاز می زنی

و يه کرم درسته می بينی ناراحت نشو

اون موقعی ناراحت شو که

سيبو گاز بزنی و يه کرم نصفه ببينی !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:34
+7
امید
امید
یه روز بهم گفت: «می‌خوام باهات دوست باشم؛آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه بهم گفت: «می‌خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه گفت: «می‌خوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه
بعد كه همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم آخه می‌دونی؟من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم وزیرش نوشتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:
«من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم
و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه
(من هنوز هم خیلی تنهام)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:34
+7
مهسا
مهسا
طرح آمارگیری خانوار: -شما چند تا بچه دارین؟ - دو تا - ولی توشناسنامه که نوشته سه تا - اونو میگی؟ دکورخونست. فقط وقتهایی که اینترنت قطع میشه میره بیرون یه دوری میزنه{-18-}{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:31
+8
ronak
ronak
روباهی به زاغی گفت : چه دمی ، چه سری ، عجب پایی !

زاغ عصبانی شد و گفت : بی‌تربیت ! خجالت بکش

اون موقع من کلاس اول بودم . حالا شوهر دارم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:31
+7
ronak
ronak
به جوجه تيغی ميگن آرزوت چيه ؟

اشک تو چشماش حلقه می زنه

و ميگه : بغلم می كنی ؟!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:30
+7
ronak
ronak
پيرزنه تو اتوبوس هی میگفته

نی نای نا نای نی نای نای

همه هم دست ميزدن براش

بعد يهو دست می کنه تو کيفش

دندوناشو در مياره ميگه نياوران نيگه دار !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:29
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ