یافتن پست: #می

poria
poria
[!] با دوست دخترش تو ماشین بودن می بینه جلوتر ایست بازرسیه به دوست دخترش می گه تو پیاده شو بعد از ایست بازرسی بگو مستقیم تجریش که من دوباره سوارت کنم ......بعد از ایست بازرسی دختره یادش می ره بگه تجریش می گه ونک . [!] می گه شرمنده مسیرم نمی خوره
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 19:21
+4
poria
poria
[!] 2000 تومنی پیدا می کنه میگه ما از این شانسا نداریم پارش میکنه میندازه!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 19:05
+2
poria
poria
یه بار دیگه به همون [!] می گن نظرت راجب خدا چیه؟
می گه: خدا خوبه ! مهربونه !بزرگه !خالق جهانه ! ......ابوالفضل نگه دارش باشه.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 19:01
+2
poria
poria
[!] میره جبهه ولی فرداش بر میگرده !
میگن چرا برگشتی؟
میگه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی میکردن!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:57
+3
poria
poria
اصفهانیه داشته رو خودش اب یخ میریخته ، میگن چرا اینجوری میکنی؟ میگه می خوام سرما بخورم. میگن چرا؟ میگه اخه یه پنیسلین دارم داره تاریخش میگذرد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:55
+4
poria
poria
[!] زنش رو میبره سونوگرافی ، بهش میگن بچت پسره . می گه : ااا ... نه بابا!!! اسمش چیه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:54
+4
poria
poria
[!] داشته شنای قورباغه میرفته، لک لک میاد می‌خوردش
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:53
+4
poria
poria
به [!] میگن : جسم شفاف رو تعریف کن . میگه : یه جسم که از اینورش اونورش پیدا باشه . تشویقش میکنن . بعد می پرسند : یه مثال بزن . میگه : مثل نردبون
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:53
+4
poria
poria
رشتیه به زنش میگه : شب حجلمون ( زفاف ) رو یادته ؟ میگه : آره , جات واقعا خالی بود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:48
+1
mehdy
mehdy
آبادانیه میاد تهران سوار اتوبوس میشه بلیط آبادان میده راننده بهش میگه این مال آبادان تو تهران اعتبار نداره میگه وولک خوب نگاه کن روش نوشته آبادان و حومه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:48
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ