یافتن پست: #می

مهسا
مهسا
توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست پیاده یا سواره بودن فرقی نمی کنه اما اگر همراهی داشته باشی که تنهات نذاره بی انتها بودن جاده رو آرزو می کنی.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:45
+3
مهسا
مهسا
یادمان باشد که همیشه ذره ای حقیقت پشت هر “فقط یه شوخی بود”، کمی کنجکاوی پشت “همینطوری پرسیدم” قدری احساسات پشت “به من چه اصلا” مقداری خرد پشت “چه میدونم” و اندکی درد پشت “اشکالی نداره” وجود دارد…
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:42
+3
ronak
ronak
چه آرایشگر ماهریــست
فکر و خیال
وقتی که دانه دانه موهایت را سفید می کند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:42
+4
مهسا
مهسا
این خاطــرات کـــهنه دیگر به دردم نمی خـــورد… مــفـت میفرو شــــم… به دوره گـردی که سـر ظهر در کوچـــــــــــــــه پرســــــــــه میـــــــزند و جایــــش بســته ای نمـــــــــــــک میگیرم…. بیشـــــتر به کارم می آید ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:40
+3
ronak
ronak
کم پیدا میکنی این روزا آدمی رو که خودش باشه،
خود ِ خودش،
خود ِ واقعیش!
کسی که هم خودش باشه، هم تو رو واسه خودت بخواد،
واسه خود ِ خودت
ஜ══════════ஜ۩۩ஜ══════════ஜ
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:36
+5
ronak
ronak
گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:34
+4
ronak
ronak
خندیدن خوب است قهقهه عالی است گریستن آدم را آرام می کند اما... لعنت بر این بُغض...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:32
+5
مهسا
مهسا
اگر خواستی بدانی چقدر ثروتمندی، هرگز پول هایت را نشمار، قطره ای اشک بریز و دستهایی که برای پاک کردن اشکهایت می آیند، را بشمار. این است ثروت واقعی...{-35-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:31
+2
ronak
ronak
به دلیل افزایش قیمت نان به زودی:

ربع نون

نیم نون

تمام نون (طرح قدیم برشته)

تمام نون (طرح جدید دور خمیری)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:30
+4
ronak
ronak
برایش نوشتم: "" به امید فردای بهتر"".
دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرد.
بعدها فهمیدم آن روز " الف" " فردا " را یادم



رفته بود بنویسم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:28
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ