sasan pool
کاش میشد از میان قصه رویای تو
هیچگه بیرون نمی آمد دلم
کاش تا انتهای آسمان پر ز رویای تو بود این محفلم
کاش در تاریکی شب های من
نقش رویای تو نوری می کشید
آسمان پر از ستاره میشدو
بر سر تنهاییم خط میکشی
sasan pool
باران که بیاید...
به رسم شما خیس می شوم
به رسم شما می خندم
و هر چه آسمان داشته باشید
به رسم شما نگاه میکنم ...
اما به من بگویید
ابر باران زا کجاست ؟؟؟
هوای دلم بارانی ست ...!
sasan pool
پیش فرض پاسخ : حالتو با شعر وصف کن
از دستهایمان بیرون رفتهایم
از چشمهایمان
و همهچیزِ این خاك را كاویدهایم:
ــ ما بههمراهِ آب و باد و خاك و آتش
تبعیدِ این سیاره شدهایم
و اینجا
زیباترین جا
برای تنهایيست.
كسی در من همهچیز را خواب میبیند.
sasan pool
تو با من بمان ای مهربان
چون ماه شب در آسمان
بر من بتاب تا بیکران
مثل مهتاب
من تا مرز جان از عشقمان
می سوزم ای آرام جان
بر من بتاب تا کهکشان
مثل آفتاب
sasan pool
صدای پای تو که می روی ...
و صدای پای مـرگ که می آید ...
دیگـــــر چیـــزی را نمــی شنـــوم
sasan pool
تقصیر خدا نیست که باران نمی آید
این روزها تمام بارانهای دنیا
در دل ما آدمها می بارد
sasan pool
وقتی چشمانم را روی هم می گذارم
خواب مرا نمی بَرد
تو را می آورد
از میان فرسنگ ها
فاصله
sasan pool
روزی صد بار باهم خداحافظی کردیم
اما افسوس...
معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم
که تو را به خدا سپردم!