یافتن پست: #می

امیرحسین
امیرحسین
وزگارا که چنین سخت به من میگیری.با خبر باش که پژمردن من آسان نیست. گرچه
دلگیرتر از دیروزم. گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند. لیک باور دارم
دلخوشیهام کم نیست. زندگی باید کرد...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 21:48
+5
kiss
kiss
ما پیغام دوست داشتنمان را با دود بهم میرسانیم / نمیدانم آن سو برای تو تکه چوبی هست ؟من که اینجا جنگلی را به آتش کشیدم....!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 21:46
+2
kiss
kiss
چه سخته در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن ،به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 21:43
+2
امیرحسین
امیرحسین
در سرزمینی که سایه افراد کوتاه ، بلند می شود ؛ در آن سرزمین خورشید در حال غروب
کردن است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 21:40
+4
kiss
kiss
کارگر خسته ای سکه ای از جلیقه کهنه اش درآورد تا صدقه دهد ،ناگهان جمله ای روی صندوق دید و منصرف شد .... "صدقه عمر را زیاد میکند "
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 21:40
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
میان ماندن و نماندن
فاصله تنها یك حرف ساده بود
از قول من
به باران بی امان بگو :
دل اگر دل باشد ،
آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 21:38
+3
مهسا
مهسا
کم باش.......

از کم بودنت نتر س.....
اونی که اگه کم باشی ولت میکنه..........
همونه که اگه زیاد باشی
حیف و میلت میکنه !!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 21:37
+4
امیرحسین
امیرحسین
از کوچه پس کوچه های قلبم روی خاک کویر تو پرسه میزنم .
به کجا خواهم رفت لمس دست تو خواب نیست پلها شکسته است.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 21:37
+5
مهسا
مهسا
لحظه هایم را می پزم ؛

گاهی طعم دلتنگی می دهند !

گاهی بوی اضطراب ، گاه ترس و گاه ..

. هرگز آشپز خوبی نبوده ام

لحظه هایم یا شورند یا بی نمك ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 21:36
+7
عسل ایرانی
عسل ایرانی
گفتمش: دل می‏خری؟! پرسید چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 21:27
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ