فاطی
یه روزی تنگ غروب آسمون میرم از شهر تو ای نامهربون
♥ نگار ♥
من عاشیق آی اولایدیم
بیر سولو چای اولاردیم
آشیب داشیب داغلاری
گلیب سنه دولاردیم
(من یک ماه عاشق میشدم
یک رود پر اب میشدم
از کوه ها میگذشتم
به تو سرازر میشدم)
♥ نگار ♥
خبر فوری
به دنبال لغو تحریم ها
.
.
..
.
.
.
.
.
.
جیبوتی sms داده:
" میای آشتی کنیم "
♥ نگار ♥
پسرا ژل میزنن به اون موهاشون .........عینک میزنن به اون چشاشون
اوا خاک بر سراشون
ریمل میزنن به اون چشاشون ................ ماتیک می مالن به اون لباشون
اوا خاک بر سراشون
کراوات میزنن خوشکلاشون ............... واسه دوست دختراشون
اوا خاک بر سراشون
کلاسور میزنن زیر بغلشون.................. یه کت میپوشن قد باباهاشون
اوا خاک بر سراشون
یکم ریش میزارن نوک چونهاشون ............ پرفسور میشن جون ننه هاشون
اوا خاک برسراشون
♥ نگار ♥
هر شی بیتر...
آما عشق قراریندا اولار...
ترجمه :
هرچیزی یه روزی از بین میره
اما عشق سر قول و قرارش میمونه
کمکی ازدست برمیاد سررررریع وبدون فوت وقتی بگوهاااا
1394/11/1 - 14:04 ( لايک توسط 1 کاربر )یکی رو میخوام یه کاری بکنه آلزایمر بگیرم..
1394/11/2 - 10:48گذشته وخاطرات اذیت کننده داری؟!
1394/11/2 - 12:40من اصولا بیشتر یاداور میشم تا ازیادبردن
فقط میتونم بگم اشتباه فکر میکنی..همین
1394/11/2 - 13:13کاش....
من!!؟
1394/11/2 - 15:20