یافتن پست: #می

mina_z
mina_z
اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم. دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است! .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:13
+7
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو خوابگاه به هم اتاقیم میگم برو پنیر رو بذار تو یخچال برگشته میگه بزارمش تو یخچال؟؟؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ برو بزار رو اجاق گاز، زیرشم روشن کن تا برا صبحونه گرم باشه .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:07
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
میگم امروز مشهد زلزله اومد. میگه: جدی؟ یعنی همه جا میلرزید؟ گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ یه تک پا بی سروصدا اومد یه خبر از ما گرفت و رفت.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:07
+5
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو كوچمون زمین رو برای طرح فاضلاب كندن، فامیلمون اومده خونمون میگه زمین رو واسه فاضلاب كندن؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ دارن میكنن تا برسن به چاه نفت.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:07
+4
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
همکارم گوشیشو ورداشته رو صفحش “”ها”” میکنه. میگم میخوای تمیزش کنی؟ میگه: پـَـــ نــه پـَـــ واسه یکی پیام صوتی بدون متن میزارم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:02
+4
امید
امید
به جملات شریعتی باید ساعت ها فکر کرد : ای مردم مسلمان و علی مکتب من، از خانواده و همه همراهانم تقاضا دارم که پس از مرگ من، بدن مرا خارج وطنم ایران به خاک بسپارند. زیرا میدانم که ایران را که عشق و هستی من و هر ایرانیست، در حال ویران شدن است. میدانم که هیچوقت این خاک به دست دلسوزش سپورده نمیشود. ایران ویران خواهد شد و من در زیر خاکش داغان. به من رحم کنید. بگذارید که پس از مرگم دیگر غصه این خاک و مردمانش را نخورم. علی شریعتی -
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
مدیر پشتیبانی : پوشه دارین ؟ مدیر مالی : میخوای توش کاغذ بذاری؟ من : پـَـــ نــه پـَـــ میخواد عصر بره تولد میخواد با پوشه ها کلاه بوقی درست کنه بزاره روی سرش
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با ماشین از کنار ی مزرعه بلال رد میشیم .. رفیقم میپرسه اینا بلالن .. ؟؟!! میگم پـَـــ نــه پـَـــ خیارن موهاشونو بلند کردن ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
فامیلمون اومده آکواریومم رو دیده میگه غذای مخصوص بهشون میدی؟میگیم : پـَـــ نــه پـَـــ پول تو جیبی میدم بهشون خودشون میرن واسه خودشون غذا میخرن!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:00
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با دوستم رفتم دبی لب ساحل, تا زانو رفتیم تو آب, میگه عمیقتر هم میشه؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ تا بندر عباس همینه, میتونی پیاده بری!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:00
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ