یافتن پست: #می

ashkan
ashkan
به غضنفر میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه!؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:53
+5
ronak
ronak
در Romantic
دلت را سپردی به من و وعده همیشگی دادی، گفتی که با من همیشه چشمه زلال عشق در قلبت میجوشد؛ گفتی همیشه آرامی همیشه به امید بودنم زنده میمانی؛
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:52
+3
ashkan
ashkan
غضنفر عینک آفتابی میزنه میره بیرون خواهرشو میبینه میزنه زیره گوشش.. میگه: اینوقت شب بیرون چیکار میکنی؟! خواهره میگه عینکتو بردر!! عینکو بر میداره دوباره میزنه زیره گوشش میگه از دیشب تا حالا اینجا چه غلطی میکنی؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:52
+4
ashkan
ashkan
غضنفر میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟ گارسون میگه: كاستیدگیلینكوفینوستا با لیمو! غضنفر میگه: كاستیدگیلینكوفینوستا با چی؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:51
+5
ronak
ronak
در Romantic
تو را گم کرده ام انگار نیستی،نه صدایی از تو است و نه نگاهی پس بگو چرا نمیکنی از من یادی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:51
+3
ronak
ronak
در Romantic
تو با منی و من تنها هستم ، در قلب منی و من به عشق تنهایی زنده هستم، تو همنفسم هستی و نفسهایم عطر تنهایی را میدهد توهمسفرم هستی و جاده زندگی رسم غریبگی را به من یاد میدهد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:50
+3
mina_z
mina_z
اسی جُلبک با عجله میره پیش دکتر و مگه: سلام دکتر! زود بیا، آپاندیس زنم درد گرفته . دکتر می گه: من که یک هفته پیش آپاندیس زنتو عمل کردم ! مگه میشه یک زن دو تا آپاندیس داشته باشه؟ اسی میگه : نه، ولی یک مرد که می تونه دو زن داشته باشه.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:47
+4
ronak
ronak
در Romantic
روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:46
+4
ronak
ronak
در Romantic
از عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:36
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ