mahdi
روز یه نفر لب استخر نشسته هی میخنده میگه ماشاالله یکی رد میشه میگه چرا میگی ماشاالله میگه پـَـــ نــه پـَـــ اخه بچه ام رفته پایین بالا نمیاد( عجب نفسی داره)
mahdi
توی رستوران به گارسن می گم: آب دارین؟ می گه: واسه خورن می خواین؟ می گم: پـَـــ نــه پـَـــ گفتم تا غذامون حاضر شه یه دوشی هم بگیرم!
mahdi
رفتم اون دنیا ن[!] و منکر اومدن تو قبرم میگم اومدین سوال بپرسین؟ باهم میگن پـَـــ نــه پـَـــ اومدیم تو رو باد بزنیم یه وقت گرمت نشه
mahdi
به طرف ایستگاه تاکسی ها رو نشون دادم . میگه : اینا تاکسی اند ؟
میگم پـَـــ نــه پـَـــ نمایندگی سیار ایرانسله!!
mahdi
قل مراد داشته با پا غذا درست می کرده ازش پرسیدن : چرا با پا آشپزی می کنی ؟ پـَـــ نــه پـَـــ آخه دست پختم خوب نیست
mahdi
رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ۱۰۰محبت کنین. اورده تست کرده میگه میبری؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین جا میخورم!
mahdi
بچه رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد خوابوندیمش. فک و فامیل اومدن عیادت. یکی میگه ای جان بچه خوابه؟ پـَـ نـَـ پـَـ گذاشتیم شارژ بشه آخه گفتن اولش که میخواین شارژ کنین چند ساعت خاموشش کنین!
mahdi
من : سلام علی خوبی ؟ علی : سلام ،شما ؟ من : آرمینم . علی : اٍ آرمین تویی ؟ من : پـَـ نـَـ پـَـ راهنمای ۴۷۳ ، بفـــرمائید! .
mahdi
اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم .