آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد بلکه رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت و صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گوید دوستت دارم
خدارا برایتان آرزو دارم چون اوست که مهربانانه به همه عشق میورزد وبی معرفتی نمی کند . هر چندکه ما نسبت به او قافلیم. پـَـــ نــه پـَـــ god be save all of them همیشه خدایی هست که تمام شانه هایش را برای