من یک شعر در وصف ماشین پژو 405 با موتور 2000 سرودم : از یک تا هزار بشمورمت تو دوهزاری/تو قشنگترین 405 تو سبزه زاری /آره تو رقیب نداری با این موتوری که داری/انگاری بهاری تا میای خوشی میاری/
ای کاش یک مواد مخدری بود تا میزدی میرفتی فضا و دیگه هم از فضا بیرون نمیومدی.می رفت توی رویا.می رفت توی رویای اون کسی که دوستش داشتی بهت خیانت کرد.می رفتی توی رویا حداقل دیگه توی رویا ازت نمی گرفتنش.بهت خیانت نمی کرد.
هوس کردم باز هم امشب زیر بارون توی خیابون/به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه/آخه وقتی بارون میاد رو صورت یک عاشق مثل من/حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه/امشب چشمای من مثل ابر های بهاره بخند به حال من که حالم گریه دار/چرا گریه ام نمیتونه رو تو تاثیر ی بزار/آره بخند بخند که حالم خنده دار.....
برای اخرین بار خدا نگهدار/برو ولی خاطراتمو نگه دار/برو عزیز گریه نکن دلم میگیر ه/فقط بدون اینجا یکی برات میمیره/بعد از تو عشق دیگه برای من تموم/برو ولی بدون دیگه عمرم تموم/برو فقط فکر نکنی کسی ندارک/هیچ موقعه تنها نمیشم خدا رو دارم/به تو میگم یک کلمه/دوست دارم یک عالمه/برو حرف ات تو گوشم/برو یادت تو دلم/توی چشمام نگاه نکن/دست من و رها نکن/دیگه بسه گریه نکن