یافتن پست: #می

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
طرف اومده تو شرکت که کلی روی در و دیوار آرم و پوستر بیمه س میگه ببخشید اینجا شرکت بیمه س ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ نونوائیه الان خمیر تموم کردیم !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:57
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
نیم ساعته تو خیابون دنباله دخترم .میگه میخای شماره بدی میگم پـَـ نـَـ پـَـ شبیه مایکل اسکوفیلدی دارم تعقیبت میکنم به سیلا برسم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:55
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بهش میگم اگه بتونی میری اونور یا اینجا می مونی؟ میگه خارج از کشور؟ پـَـ نـَـ پـَـ اتاق بغلی رو میگم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:55
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سر صبح داشتم نرمش میکردم بابام پرسید داری نرمش میکنی. پـَـ نـَـ پـَـ قر تو کمرم فراوونه نمیدونم کجا بریزم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:54
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو مراسمِ تیرباران میگه می خوان بکشنش؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ واسه آبکش کردنِ برنج عروسی، آبکش کم اومده!!!رفقای با مرامِ داماد دارن آبکش می سازن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:54
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به بارومیگی افتابه داری؟میگه براخونه می خوای؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ براقالب کیک جشن تولد بابام می خوام،اخه سنتی دوست داره.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:54
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
میگه سوسک؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ شاه زادس جادوگر بی رحم اینجوری طلسمش کرده. خندید و گفت بکشمش؟ گفنم: پـَـ نـَـ پـَـ تا من و شاهزاده اسبارو زین می کنم پاشو آذوقه جمع کن بریم به جنگ جادوگر طلسم بشکنیم این شاهزادرو نجات بدیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:54
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به مامانم میگم من سحری هم نخوردم خیلی گشنمه میگه یعنی افطار میخوری ؟ پـَـ نـَـ پـَـ نمیخورم ببینم من بیشتر طاقت دارم یا شتر تو صحرا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:53
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بابای رفیقم مرده؟؟؟؟؟ بعد زنش میگه میخواین خاکش کنین؟؟رفیقم گفت: پـَـ نـَـ پـَـ میخوامیم باراندازش کنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:52
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سر کلاس راهنمایی رانندگی نشسته بودم .کلاس گرم بود و همه خیس عرق شده بودند . به مسئول کلاس میگم : ببخشید خانم میشه کولر رو روشن کنید میگه :گرمه. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ هممون از خجالت خیس عرق شدیم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:52

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ