یافتن پست: #می

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
از قالی شویی قالی رو با وانت آوردن، یارو وانتیه زل زده بهم نگاه میکنه میگه بیارمش توی خونه؟ پـَـــ نــه پـَـــ من تا کمر خم میشم بذارش روم، خودتم سوار شو ببرمت تو کوچه یه دور بگردونمت دلت باز شه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 16:12
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بچه داداشمو بردم باغ وحش، کوهان شترو نشون میده میگه عمو کوهانشه؟ پـَـــ نــه پـَـــ همه غمو غصه ها رو ریخته تو دلش، قلمبه شده از توی کمرش زده بیرون
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 16:08
+1
ebrahim
ebrahim
میخوام برم خونه چشمام قرمزه...به رفیقم میگم چشمام قرمزه؟میگه:آره،میخوای همینجوری بری؟ میگم:پ نه پ وایمیستم سبز شه بعد حركت میكنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 16:02
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
ساعت 2 نصفه شب دختره با یه آرایش خفن داشت تو یه خیابون خلوت میپلکید، رفیقم میگه دخترفراریه؟ پـَـــ نــه پـَـــ خیلیم دختره پاک و نجیبیه، الانم داره میره دعای ابوحمزه ثمالی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:59
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
کابران محترم armaghan رو راهنمایی کنید برای عضویت در گروه پ نه پ خودمون !!!!!!! {-37-}
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:58
ebrahim
ebrahim
یارو عینکمو دیده میگه پلیسه؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ افسر وظیفست!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:57
+1
ebrahim
ebrahim
رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: اِ زنته؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ دختر همسایس اسمش تو شناسنامه باباش جا نشده اینجا زدن گم نشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:57
+1
ebrahim
ebrahim
دیشب به خوهرم میگم برقو خاموش کن میگه میخوای بخوابی گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میترسم بابا برقی بیاد.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:56
+1
ebrahim
ebrahim
دیشب به خوهرم میگم برقو خاموش کن میگه میخوای بخوابی گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میترسم بابا برقی بیاد.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:55
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پلیس تو جاده ماشینمونو نگه داشته بعد از بابام می پرسه دارید میرید مسافرت اون میگه پـَـــ نــه پـَـــ اومدیم مردمو تو ترافیک نگاه کنیم بخندیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 15:49

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ