یافتن پست: #می

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دم دستشویی عمومی ایستاده ام تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، می بینه دارم پیچ و تاب می خورم می گه دستشویی داری؟ پـَـ نه پَــ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی می کنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:19
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. گفت واسه صبحونه؟ پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:18
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
از حیف نون میپرسن شیری یا روباه؟ میگه مگه خر چشه؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:18
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:17
عسل ایرانی
عسل ایرانی
جارو برداشتم برم اتاقم رو جارو کنم مامانم میگه میری اتاقت رو جارو کنی؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زنگ زدم دوستام بیان قسمت 9 هری پاتر رو بسازیم!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:17
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
فتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:06
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اهل دانشگاهم رشته ام علافی‌ست جیب‌هایم خالی ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب! دوستانی همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب. اهل دانشگاهم قبله‌ام استاد است جانمازم نمره! خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست! ((چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید)) باید از آدم دانا ترسید! باید از قیمت دانش نالید! وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم من به گور پدر علم و هنر خندیدم! کار ما نیست شناسایی هردمبیلی! کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی! کار ما شاید این است که مدرک در دست فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را پر بکنیم (شاعر: مجهول)
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:06
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
از حیف نون میپرسن شیری یا روباه؟ میگه مگه خر چشه؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:03
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دم دستشویی عمومی ایستاده ام تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، می بینه دارم پیچ و تاب می خورم می گه دستشویی داری؟ پـَـ نه پَــ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی می کنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:00
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. گفت واسه صبحونه؟ پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 02:59

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ