یافتن پست: #می

محمد
محمد

من وارث درد پدرم

هنوز هم تنهام

هنوز هم خیلی از لذتها رو ندیدم

بی رنگ .بدون بیمه..شاسی سالم موندم

خلاصه مثل ایرانسل آنتن نمیدم

خیلی داغونم خیلی

دیدگاه  •   •   •  1393/03/13 - 22:28
+5
behzad
behzad
همیشه اشک اونایی که به فکرمون هستن رو در میاریم...

و همیشه واسه کسایی که به فکرمون نیستن اشک میریزیم...


همیشه به کسایی که اصلا به یادمون نیستن فکر میکنیم...


و همیشه کسایی که اصلا فکرشم نمیکنیم به یادمونن...


این حقیقت زندگیه...


عجیبه ولی حقیقت داره...!!!!

دیدگاه  •   •   •  1393/03/13 - 22:23
+5
محمد
محمد

چقدر این صدا برایم آشناست

 

صدای هق هق گریه آسمان را می گویم

 

صدای بارش باران را بارها آن را از اعماق وجودم شنیده ام

 

صدایی است که رنگ تنهایی دارد و بوی فراق و درد دوری


دیدگاه  •   •   •  1393/03/13 - 22:22
+5
maryam
maryam




مـن یـکـــــ زنــ ـــ ــم ...

هـــر چـقــدر هـــم که ادای محـکــم بــودن را دربـیــاورم !
هـــر چـقــدر هـــم که ادای مسـتـقــل بـــودن ...
ایـنــکه " مـمـنـ ــون " !
خـــودم از پـسـش بــرمی آیــــم ...
بـاز هـــم تـه تهـــش ...
بـه آن سـیـنــه پـهــن مــردانـه اتـــــــ نـیــاز دارم !
بـه دسـتـــــ هــایــت حـتــی ...
نـمــی دانـی چـه لــذتــی دارد ...
وقـتــی " تـ ــ ـو " از خـیــابــان ردم مـی کـنــی...!






1 دیدگاه  •   •   •  1393/03/13 - 21:52
+3
maryam
maryam








مردانگی ات را
با شکستن دل دختری
که دیوانه ی توست
ثابت نکن
مردانگی ات را
با غرور بی اندازه ات
به دختری که عاشق توست
ثابت نکن
مردانگی را
زمانی میتوانی نشان دهی
که دختری
با تمام تنهایی اش
به تو تکیه کرده
و
با تکیه به غرور تو
به قدرت تو
در این دنیای پر از نامردی
قدم بر میدارد.






دیدگاه  •   •   •  1393/03/13 - 21:50
+3
maryam
maryam

ﻣﻦ
ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺖ !
ﮐﻤﯽ ﺩﻟﻢ ﺷﮑﺴﺖ ،
ﺷﺐ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ .
ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﺵ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻫﺮﺷﺒﻢ
ﺷﺪ .
ﯾﮑﻢ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ .
ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !
ﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺧﺘﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !
ﺗﻮ
ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯽ !
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻣﻦ ،
ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ . . .
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ..{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1393/03/13 - 21:45
+3
maryam
maryam

خدایا .........
در گلویم ابر کوچکی است ....................
که خیال بارش ندارد ..........
می شود مرا بغل کنی ................
9 دیدگاه  •   •   •  1393/03/13 - 21:36
+5
maryam
maryam

عاشق که می‌شوی
لالایی خواندن هم یاد بگیر

شب‌هایِ باقیمانده‌ی عمرت
به این سادگی
صبح نخواهد شد!.{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1393/03/13 - 21:33
+4
محمد
محمد

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید !

به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد . همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد !


ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید ...!

از مرغ برایش سوپ درست کردند ! گوسفند را برای عیادت کننده گان سربریدند ...! گاو را برای مراسم ترحیم کشتند ...!

و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد و به مشکلی که به دیگران ربطی نداشت فکر میکرد !!!

دیدگاه  •   •   •  1393/03/13 - 21:30
+3
maryam
maryam
این روزها آدم ها چیزی از ما شدن نمیفهمند ...
دیدگاه  •   •   •  1393/03/13 - 21:30
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ