♥ نگار ♥
پری شب به بابام گفتم خواب دیدم زلزله اومده ! ظهرش زاهدان زلزله اومد به بابام گفتم دیدی بهم الهام شده بود ؟
میگه خب بعضی از جانوران این ویژگی هارو دارن !!
♥ نگار ♥
یکی از فانتزیام اینه که دکتر بشم بعد یه روز تو خیابون راه برم یه ماشین بزنه بهم ، منم محل ندم ، بلند شم تو خیابون راهمو ادامه بدم !
مردم چشاشون گرد بشه ! حالا شاید سوال پیش بیاد که دکتر چی بود این وسط ؟
اون دیگه به شما ارتباطی نداره ! من میخوام تحصیلاتمو ادامه بدم !!!
mary jun
نبودن هایی هست ک هیچ بودنی جبرانش نمی کند
کسانی هستند ک هرگز تکرار نمی شوند ..!
و حرف هایی ک معنی شان را خیلی دیر می فهمیم .!!
دلتنگی ام را برایت با مداد کودکی هایم می نویسم ک هیچ گاه دروغ نمی گوید ......
mary jun
دلم ب بهانه ی ندیدنت گریست
بگذار بگرید و بداند
هر چ خواست همیشه نیست .
mary jun
یک ساعت ک آفتاب بتابه خاطرات آن همه شبهای بارانی از یاد میره !
این است حکایت آدم ها ..............فراموشی