یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من هیچ وقت پشت سرمو نگاه نمیکنم . . . . . . . . . . . . . . چون طاقت غش وضعف خاطر خواهامو ندارم :)))))))))))))) بعله یه همچین ادمیم من اصن اعتماد به نفسم تو حلقتون
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:49
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻴﺪ \" ﺟﻦ ﻫﺎ\" ﻋﻼﻗﻪ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ شبها ﺍز زیر تخت

وقتی می خواید برید آب بخورید یا دستشویی پاتون و بگیرن :|

ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻴﺪ \" ﺟﻦ ﻫﺎ\" ﻋﻼﻗﻪ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ وقتی تو حموم دارید شامپو میزنید و

چشمتون بستس روبروتون هستن و بهتون نگاه می کنن

البته در بعضی از مواقع هم پشتتونن و میزنن پشتتون :|

آیا میدانید من عمه ندارم ولی میتونید به روحم فوش بدید؟
=)))))

دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:47
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هر جا سخن از انحراف است ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
شماها با کله میاید ببینید چه خبره ...
منحرفای خاک بر سر ...
پاشید وضو بگیرید میخواییم نماز جماعت بخونیم ...
اون تسبیح من کوووووووووووووووووووووووو ...؟
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:46
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدین این پسرای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟

یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من!

ازدواج که قصد نمی خواد! پول می خواد که تو نداری!
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:45
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زنگ در خونمون رو زدن،بعد به خواهرم میگم پاشو برو در رو باز کن.
بهم میگه اهکی.زرنگی.هم پاشم و هم درو باز کنم؟
منم گفتم خب عیب نداره من پامیشم تو در رو باز کن...
بعدشم همین کارو کردیم . :|
(خدایا به تو پناه میبرم!)
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:43
fereshte
fereshte
تنهایی تنهایی  تنهایی   هیچ چیز به اندازه ی تنهایی غم انگیزنیست ! تنهایی نام بیهوده زندگیست ! وقتی بیداری خسته و غمگینی وقتی میخوابی کابوس میبینی ! سردت میشود انگار برف روی استخوان هایت نشسته باشد   تنهایی جهنمی نا متعارف است جهنمی با آتش سرد میان شعله ها از سرمایخ میزنی !  تنهایی هول آور است  پر از ظلمت و ناشناختگی مثل خانه ای متروک در حاشیه ی جنگل  عبور نسیمی از لابلای علف ها میتواند از ترس دیوانه ات کند .  وقتی تنهایی به همه چیز و همه کس پناه میبری  پخش میشوی در کوچه وخیابان به جاهایی میروی که نباید بروی به آدم هایی سلام میکنی که نباید...    محبوب من  !  بیا دست مرا بگیر و مرا بیرون بکش ! از کافه های دود و نیشخند از گلوی شبها از گل و لای روزها من پراکنده شده ام بیا مرا جمع کن از کوچه وخیابان بیا مرا جمع کن از دیگران ! تنهایی درنگ در سنگ است حرف زدن از یاد آدم میرود  تنهایی درست مثل پیری ست  خمیدن تک درخت است تنهایی تجسم راه های مسدود است بیچارگی روباه است در یک قدمی مرگ و ترن .  محبوب من !  من تنهایم بی تو هیچ کاری نمیتوانم بکنم  دیگر شعر هم نمی توانم بنویسم و این تنهایی تلخ است تلخ مثل نگاه نوازنده ای که با دست های بریده به پیانو مینگرد  . 
3 دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:41
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سوهان فروشای قم فکر میکنن اگه اسم سوهانشون حاج فلانی و پسران نباشه ما فکر میکنیم کار حاج خانم و دختراشه
2 دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:35
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرش نفهمیدم سکوت علامت رضایت است یا جواب ابلهان خاموشی ست...
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:27
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میگما
الان که شب شده
یعنی دوس دختر آرمین کجاست؟
دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:24
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

روبهی به زاغی گفت :بیاااااا
زاغ گفت :پنیرو می خوای؟
روباه گفت :نه
زاغ گفت :پس چی؟











روباه گفت :دوری کنیم از هم!

دیدگاه  •   •   •  1392/12/25 - 21:19
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ