یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

بوس آیینه در دانشگاهی در کانادا مد شده بود دخترها وقتی می‌رفتند تو دستشویی، بعد از آرایش کردن، آیینه را می بوسیدند تا جای رژ لبشون روی آینه دستشویی بماند. مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود. به دانشجویان تذکر هم داده شده بود اما فایده‌ای نداشت. موضوع را با رییس دانشگاه در میان می‌گذارند. فردای آن روز، رییس دانشگاه تمام دخترها رو جمع می‌کند جلوی در دستشویی و می‌گوید: «کسانی که که این کار را می‌کنند خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت می‌کنند. حالا برای اینکه شما ببینید پاک کردن جای رژ لب چقدر سخت است، مستخدم یک بار جلوی شما سعی می‌کند جای رژ لب روی آیینه را پاک کند.» مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال را فرو کرد توی آب توالت و بعد که دستمال خیس شد شروع کرد به پاک کردن آیینه. از آن به بعد در دانشگاه دیگر هیچ کس آیینه‌ها رو نبوسید
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 16:01
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از تفریحات سالم ما این بود که بعد از اینکه با آهن ربا اشنا شدیم،به زور میخواستیم قطبهای همنام آهن ربا رو به هم بچسبونیم اما نمیشد....

البته من که هنوز قانع نشدم و کماکان به تلاش خودم ادامه میدم

:|
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 16:00
+1
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
همیشه بم می گفتن علف باید به دهن بزی شیرین باشه خودمو کشتم تا شیرین ترین علف برات باشم اصن هواسم نبود تو گاوی کاه میخوری
2 دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 15:52
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدای من !
نه آن قدر پاكم كه كمكم كنی و نه آن قدر بدم كه رهایم كنی ...
میان این دو گمم !
هم خود را و هم تو را آزار میدهم ...
هرچقدر تلاش كردم نتوانستم آنی باشم كه تو خواستی ..
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 15:39
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
اگه بری می شی اسم دخترم . . .

اگه بمونی می شی مامانش . . .
1 دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 15:03
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
به جمجمه بعضی ها شلیک کنی تیر نیم ساعت دنبال مغزش می گرده! {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 12:33
+12
melika
melika
تنها سودی که رشته تحصیلیم تا الان داشته این بوده که
هروقت میرم تو آشپزخونه بابام میگه : مهندس دو تا چایی بیار بخوریم !





دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 11:55
+10
melika
melika
 !
از بس این خانوما عمل زیبایی بینی و گونه و لب و… انجام دادن
هر چی مامان تو خیابون میبینیم مثل سیندرلا ست
تنها مشکل اینه که بچه ها عین سمندون میمونن !





دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 11:50
+11
محمد
محمد
مردها اسمشان به سنــگـدلی معروف است...زنها به آهن پرستی هر دو انکار میکنند...تنها میگذارند و از تنهایی می نالند ...
جمله ی دوستت دارم شده جمله ی فرار
اما هر دو گریه میکنند دخترها بلند و پسرها بی صدا ...
هر دو به دنبال کسی که تا ابد تنهایشان نگذارند
اما هر دو تنها میگذارند مردها تا مانکن ببینند و زنها تا شاهزاده ای سوار بر بی ام و ...


...ما فقط در استاتوس هایمان آدمهای خوبی هستیم...
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 00:37
+8
محمد
محمد
می شود گاهی هم بی خیال بود ...
ولی من میخواهم بی خیال بی خیالی شوم...
می خواهم..

..نه اصلا ولش کن همون بی خیال ...
دیدگاه  •   •   •  1392/10/4 - 00:35
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ