یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز تصمیم گرفتم یه خورده تو زندگیم تغییر ایجاد کنم ...
مثلا بشینم رو تلویزیون و کناپه رو نگاه کنم ...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کودک درونم تا آخر این ماه بهم مهلت داده ...
خواسته هاش رو بر آورده کنم ...
وگرنه منو میذاره خونه سالمندان ...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:23
+4
be to che???!!
be to che???!!

دلم برای کودکیم تنگ شده
....


برای روزهایی که باور ساده ای داشتم


همه آدم ها را دوست داشتم
...


مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم


مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود
...


دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم


از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم


تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود


دلم برای خدا تنگ شده
...


خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم
...


دلم برای کودکیم تنگ شده
...



شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت...

X
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:23
+5
محمد
محمد
مـن اسـمـم مـحمد ولـی خـانـواده و رفـیـقـام "مـحمد گـوشـیـتـو بـده یـه زنـگ بـزنـیـم " صــدام مـیـکـنـن!!! ^_^
4 دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:21
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم هروقت گوشیش زنگ میخوره به من میگه برو بیارش ...

یه جورایی با Rex احساس همزادپنداری می کنم ...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:20
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
توخیابون داشتم میرفتم پسره قدش به شونمم نمی رسیدا اصن ی وضعی! اونوقت گفت شماره بدم؟؟ منم گفتم قد بدم؟؟؟؟
ولی اشتباه کردم اصن بد، همونم غنیمت بود فوقش بغلش میکردم میرفتیم بیرون!!!
والااااااااااا
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:16
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

غصه هیچوقت سراغ من نمیاد ،
هیچوقت ؛
در واقع هیچوقت نرفته که بخواد بیاد ، الانم اینجاست
… سلام کن به عمو :|

دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:14
+3
محمد
محمد
می خواستن سر به سرش بذارن آخه کرو لال بود بهش گفتن چه آهنگی دوست داری؟ گفت احساس طپش قلب مادرم.
2 دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:11
+5
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:11
+5
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:09
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ