یه بار دست کشیدم رو آفتابه،ازش یه غول اومد بیرون! بهم گفت: یه آرزو کن! گفتم: یه خونه میخوام! گفت: خب آخه دیو ث! من اگه خونه داشتم تو آفتابه میخوابیدم؟!!
تر که رو با دوستش تو سرقت بانک میگیرن، قاضی بهش میگه: شما محا ربین حکمتون اعدا مه! تر که میگه: یعنی چی؟ قاضی میگه: یعنی جنگ با خدا! تر که به رفیقش میگه بی پدر نگفتم تیر هوایی نزن!بفرما خورده به خدا