اوني كه بودتوبودي كه توقلب تونبودمن بودم
..يكي داشت يكي نداشت..
اوني كه داشت توبودي اوني كه جزتوكسيرونداشت من بودم
..يكي خواست يكي نخواست..
اوني كه خواست توبودي اوني كه جزتوكسيرونخواست من بودم
..يكي رفت يكي نرفت..
اوني كه رفت توبودي اوني كه جزتودنبال كسي نرفت من بودم
تمام نخود سیاه هایی که مرا فرستاده بودی دنبالش
جمع کرده ام و برایت آش پشت پا پختم …
تا سفرت بی خطر باشد !
زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند ، زندگی را یکی مرگ تدریجی نام نهاد ، یکی بدبختی مطلق معنی کرد ، یکی درد درمان ناپذیرش خواند ، و سرانجام یکی رسید و گفت : زندگی به تنهایی ناقص است تا عشق نباشد ، زندگی تفسیر نمی شود
شبی یاد دارم که چشمم نخفت ، شنیدم که پروانه با شمع بگفت ، که من عاشقم گر بسوزم رواست ، تورا گریه و سوز و زاری چراست ؟
بيچور
1392/05/31 - 07:47



1392/05/31 - 13:33