یافتن پست: #نمی

ساناز
ساناز

ما بچه های پایین کلا برف نمیبینیم :D در خونمونو که باز میکنیم هولوپی الودگی هوا میره تو سوراخای دماغمون:Dفقط میدونیم که برف سفیده :D لباسای زمستونیمون نوِ نو اَن :D به شخصه یه بار ادم برفی درست کردم اونم سه سالم بود :D




دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 21:01
+5
ساناز
ساناز

. نیمه گمشده را بیخیال شو لطفا ، اگر سهم تو بود که گم نمی شد ! همین نیمه ای که هستی رو پیدا کن …

دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 20:53
+6
zohre
zohre
@sanaaz تقلیییییییید کاااااااااااااااااااااار :|

اصن نمیخوام دیگه پست نمیزارم {-6-}
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 20:38
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم میگیره وقتی هستی و باید تظاهر کنم نیستی
دلم میگیره وقتی نیستی و تلقین میکنم هستی
دلم میگیره وقتی هستی و نمیتونم باهات باشم
دلم میگیره وقتی نیستی و میخوام که باهات باشم
دلم میگیره وقتی بهت میگم برو اما تو دلم داد میزنم بمون
دلم میگیره وقتی بهت میگم دوست نداشتم اما نمیگم که عاشقت بودم

دلم میگیره وقتی منتظرتم اما تو که میای باید بی تفاوت برم
دلم میگیره وقتی نمیتونم بی تو باشم اما باید ازت بگذرم
دلم میگیره وقتی دلم گرفته و نمیتونم بنویسم
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 19:28
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یارو تصادف میکنه بی هوش میشه میبرنش بیمارستان بعد از یه مدت به هوش میاد میگه : مثله اینکه تو بهشتم ؟! زنش میگه : کوری نمیبینی نشستم کنارت !؟ :| .
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 19:15
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عاشق یک بار به دنیا میاد
اما سه بار میمیره ،
وقتی یارشو با کسی می بینه ،
وقتی بفهمه اون دوستش نداره ،
وقتی بفهمه هیچ وقت به اون نمیرسه
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 18:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

یه پسر ۱۲ ساله پست گذاشته :

امروز دست عشقم را در دست دیگری دیدم...!
از عشق متنفرم و دیگر عاشق نمیشوم...!

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

کسی میدونه دسته ی پلی استیشن این بچه کجاست !؟ :|

:)))))))))

دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 18:16
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه پسر عمه دارم تازه ازدواج کرده!! خرید میکنه،آشپزی میکنه،خونرو تمیز میکنه،با زنای همسایه سبزی پاک میکنه، اون روزم دیدم پشت تلفن داشت با یکی پشت سر بدری خانوم حرف میزد!! فردا خبر برسه حاملس اصن تعجب نمیکنم
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 18:06
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 17:45
+4
محمد
محمد
این روزها هم خوشحالم هم غمگین.....
نمیفهمم....
خودم هم حالم را نمیفهمم....
گاهی قند در دلم آب میشود و روحم به آسمان پر میکشد...
گاهی تنها دلم اتاقی میخواهد تاریک و سوت و کور...
که بنشینم گوشه کنارش و ثانیه به ثانیه ام را هم آغوش غم شوم
نمیدانم...
تنها چیزی که میدانم این است که این روزها دلم بچه میشود دمی میخندد
دمی میگرید و پا به زمین میکوبد
دمی بهانه های کودکانه میگیرد....
(دل کوچک من) آرام باش..... خودم هوایت را دارم....
دیدگاه  •   •   •  1392/09/8 - 17:42
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ