یافتن پست: #نمی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من از تو راه برگشتی ندارم تو از من نبض دنیامو گرفتی
تمام جاده ها رودوره کردم تو قبلا رد پاهامو گرفتی
من از تو راه برگشتی ندارم به سمت تو سرازیرم همیشه
تو می دونی اگه از من جداشی منم که سمت تو میرم همیشه
مسیر جاده بازه روبم اما برای دل بریدن از تو دیره
کسی که رفتنو باور نداره اگه مرد سفر باشه نمیره
خودم گفتم یه راه رفتنی هست خودم گفتم ولی باور نکردم
دارم می رم که تو فکرم بمونی دارم میرم دعا کن برنگردم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 19:59
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شبی که آوای نی تو شنیدم

چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لب چشمه رسیدم

نشانه ای از نی و نغمه ندیدم


تو ای پری کجایی؟ که رخ نمینمایی

از آن بهشت پنهان... دری نمیگشایی

من همه جا پی تو گشته ام

از مه و می نشان گرفته ام

بوی تو را زگل شنیده ام

دامن گل از آن گرفته ام

تو ای پری کجایی؟ که رخ نمینمایی

از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی


دل من سر گشته تو.... نفسم آغشته تو......

*****بهزاد ساوانا**** به یاد استاد بزرگ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 19:49
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
"شــانــس" ، نــام مستعـــار خـــداستــــــ ؛

آنجـــا که نمی خــــواهد امضــــایش پــای داده هــایش باشــــد . . .

بارش بی وقفــــه ی گمنــــام ترین نام خــــدا را برایتـــــ آرزومنـــــدم . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 19:48
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اشتباه میکنند بعضی ها...
که اشتباه نمی کنند!!!

باید راه افتاد...

مثل رودها که بعضی ها به دریا می رسند

و بعضی هم به دریا نمی رسند

رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 19:45
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میگما
حالا من نمیخوام ازدواج کنم . . . . . . . . . شمام نباید به من پیشنهاد ازدواج بدین؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 19:38
+1
.:SaRa:.
.:SaRa:.
خسته و مونده رسیدم خونه میگم سلام مامان غذا چی داریم ؟
مامانم با مهربانی بی سابقه ای میگه سلام عزیزم چند لحظه صبر کن الان نهارو حاضر میکنم …
با کمال تعجب میگم مامی مهربون شدی ؟؟؟!!!
میگه اه تویی ؟ فکر کردم مبیناست (آبجی کوچکم) ! کارد بخوره اون شکمت اول برس بعد نهار نهار کن ، از صبح تا الان پای گاز وایسادم … خلاصه یک قشقرقی به پا کرد که نگو و ننویس …
در مورد افق و سر راهی بودن با من حرف نزنید اعصاب ندارم !
آهنگ هم نمیخوام بدم بیرون اعصاب اون رو هم ندارم !
اصلن کلا اعصاب ندارم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:22
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دیدم در آن کویر درختی غریب را ّ
محروم از نوازش یک سنگ رهگذر
تنها نشسته ای بی برگ و بار زیر نفسهای آفتاب
در التهاب
در انتظار قطره باران در آرزوی آب ابری رسید چهر درخت از شعف شکفت
دلشاد گشت و گفت ای ابر ای بشارت باران آیا دل سیاه تو از آه من بسوخت؟
غرید تیره ابر
برقی جهید و چوب درخت کهن بسوخت چون آن درخت سوخته ام
در کویر عمر
ای کاش خاکستر وجود مرا با خویش می برد
باد
باد بیابانگرد ای داد دیدم که گرد باد حتی خاکستر وجود مرا با خود نمی برد

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:17
+6
NeDa
NeDa
سلام ...
من اومدم
کو پس گوسفند؟
چرا نمیاین به استقبالم؟ :D
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:16
+9
.:SaRa:.
.:SaRa:.
بچه بودم مادرم به من یاد داده بود تو خونه که تنها هستی کسی رو راه نده و خلاصه از این حرفای امنیتی که هر کسی به بچش میگه !
یه روز عمه و عموهام اومدن خونمون ، نزدیک ۱۰-۱۲نفر بودن ، منم که تنها خونه بودم اونارو راه ندادم ؛ هرچی اونا و همسایه ها میگفتن اینا فامیلاتونن من زیر بار نمیرفتم … تازه سرمو از پنجره می کردم بیرون اونارو با سنگ میزدم !
ینی یه همچین بچه مطیع قانونی بودم من …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:10
+4
.:SaRa:.
.:SaRa:.
از جمله سرگرمیای مامانم اینه که تو خونه بگرده و از این و اون بپرسه اگه اینو نمیخوای بندازم دور …
همین روزاس که بزارتم دم در !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:09
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ